جدیدترین‌ها
داستان کوتاه (نمایش بیشتر...)
داستانک (نمایش بیشتر...)
داستانک – ارتباط
عمو عباس، گردنش را راست نگه می‌داشت، دستش را پشت کمرش گره می‌کرد و می‌گفت: «زبان ما به عنوان یکی …
داستانک «حماقت»
زن گفت: «هنوز برنگشته؟» دختر گفت: «نه!» زن گفت: «چند وقت گذشته؟» دختر گفت: «بیش‌تر از هفت ماه.» زن گفت: …
داستان یک برگه کاغذ
هر روز صبح خورشید بالانیامده، رفتگران گروه گروه به میدان شهر می‌آمدند و با کاردک به جان دیوارهای شهر می‌افتادند …
داستان من و او(نمایش بیشتر...)
من و او (دو) – یک خیال زنانه‌ی ناب
این‌ها چیزی‌ست که در خیالم و آن ته‌مانده‌های ذهنم از او دارم. صورتش کم‌وبیش وحشی‌ست. چشم‌هایش دریده‌اند. دست‌هایش زنانه‌اند. زنانه …
درباره‌ی فیلم(نمایش بیشتر...)
درباره فیلم «On Body and Soul 2017»
‌می‌خواستم درباره این فیلم و ترانه‌ی زیبایی که هم در تیتراژ و هم چندبار تکه‌تکه و بریده (و خون‌آلود) در …
هذیانامه(نمایش بیشتر...)
این بار دریا
دريايي‌ترين حضور برهنه‌ات را ترسيم مي‌كنم. وسعت با نوازش دست‌هاي من سرِ ناسازگاري بود. دخترِ دريا گوشه‌یي از وسعت آغوش …
همین حوالی
باغ‌چه در حال انحلال و بلور ترد استقامت روی شیروانی‌ی ما بازیچه‌ی دست باد شده است. همیشه غربت ابتدای جمله‌های …
در سوگِ نوروز
وقتی شمالی، شمالی‌تر نمی‌شود، شن‌های ساحل خواب خوش تَُرد شدن می بینند. خورشید که بتابد یا نه، باران هست، ابر …
یادداشت‌های متفرقه: ترانه ؛ فیلم‌نامه
جنگ و نقطه‌چین
کهنه‌ی خیس‌مو می‌گن / مادرِ من، نصفه شبا … تو تاریکی عوض می‌کرد. / وقتی که صدّام حسود / رو …
درباره فیلم «On Body and Soul 2017»
‌می‌خواستم درباره این فیلم و ترانه‌ی زیبایی که هم در تیتراژ و هم چندبار تکه‌تکه و بریده (و خون‌آلود) در …