درباره فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی Lovely Trash (2013)

معمولاً نسبت به فیلم‌های سینمای ایران نظر مثبتی ندارم و کم پیش‌آمد کرده است که پس از دیدن فیلمی ایرانی احساس خوب و دلچسبی داشته باشم. متاسفانه در کلیه فیلم‌های ایرانی -مثل یک سرشت حجاری شده- دست‌کم با یک صحنه‌ی گریه و زاری و یا بازی با احساسات رقیق مخاطب مواجه هستیم. چیزی که حتی در فیلم‌های کمدی و اکشن نیز از قلم نمی‌افتد. در فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی نیز اوضاع بر همین قرار است.

مشخصه دیگر فیلم‌های ایرانی وجود دست‌کم یک صحنه داد و بیداد با صداهای گوش‌خراش و بلند کارکترهاست. ظاهرا بازی با احساسات مخاطب جزو فاکتورهای اصلی ساخت فیلم ایرانی‌ست. بعد از دیدن حدود 1500 فیلم خوب، خیلی‌خوب و عالی از تاریخ سینمای جهان می‌توانم به جرأت بگویم که به ندرت به صحنه‌های گریه و زاری یا داد و فریاد کارکترها برخورد می‌کنم. حتی در درام‌ترینِ درام‌هایشان نیز صحنه‌های گریه و زاری دیده نمی‌شود و یا به صورت گذرا نشان داده می‌شود. بنابراین می‌توان به این نتیجه‌ی سطحی رسید که اصلی‌ترین مشخصه‌های سینمای ایران وجود صحنه‌های گریه و زاری و داد و فریاد بازیگران است!

به هر حال!

فرصتی پیش‌آمد و توانستم فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» را در سینما ببینم. این فیلم از یک هسته‌ی داستانی ناب برای بازگو کردن حرف‌ها و حدیث‌ها استفاده کرده است که دست‌کم نمونه‌ی خارجی یا داخلی برای آن سراغ ندارم. گرچه فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی کم و بیش منرا به یاد فیلم مرثیه‌ای بر یک رؤیا Requiem for a Dream (2000) می‌اندازد؛ آن‌طور که گویی در هر دو فیلم کارکتر اصلی (پیرزن) اسیر اوهام و توهمات ذهنی خود می‌شود و آن‌چنان در گرداب این اوهام فرو می‌رود که دیگر قادر به تشخیص واقعیت از مجاز نیست.

هشدار! لو دادن داستان (اسپویل)

در فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی پیرزنی به نام «منیر» از ترس کنکاش و جست‌وجوی منزلش توسط مأموران امنیتی به گوشه‌گوشه‌ی خانه سر می‌زند و سعی می‌کند کلیه لوازم حساسیت‌برانگیز (نسبت به وضع سیاسی مملکتش) را کشف، پیدا و سپس به عنوان یک زباله و آشغال از منزل خارج کند. در این گیر و دار و بر اساس ضربه‌های احساسی پیاپی که وضعیت جاری کوچه و خیابان در آن زمان در او ایجاد می‌کند دچار توهم و خیالات می‌شود و تصور می‌کند که قاب‌های عکس عزیزان از دست رفته‌اش با او -و یا با یکدیگر- گفت و گو می‌کنند. قاب‌عکس‌ها را کنار، روبرو و یا پهلوی یکدیگر قرار می‌دهد و خود در میان آنها می‌نشیند و مشغول گفتگو با شخصیت‌های درون عکس می‌شود.

نسبت به کارگردانی، بازیگری، فیلم‌نامه‌نویسی، موسیقی و دیگر اجزای این فیلم نظری ندارم ولی همین ایده‌ی کوچک مخلوط با توهم جاری در فیلم برای من بسیار ارزشمند بود. با این‌حال به تمام افرادی که به نوعی به داستان/فیلم های معمایی و مرموز و یا داستان/فیلم های روانشناختی علاقه دارند دیدن این فیلم را توصیه می‌کنم.

باشد که رستگار شوید!

یادداشت‌های مشابه

2 دیدگاه در “درباره فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی Lovely Trash (2013)”

    1. میلاد رضایی خلیق

      بله موافقم. یکی از فیلم‌های خوب چندساله‌ی اخیر سینمای ایران هست و به لحاظ ایده در ژانر مورد اشاره -احتمالاً- همیشه جزء بهترین‌ها خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.