داستان کوتاه

در این صفحه تمام داستان کوتاه‌های منتشر شده در سایت‌بلاگ بیست و هفت را مشاهده می‌کنید.
کلیه داستان کوتاه های این صفحه نوشته «میلاد رضایی خلیق» هستند.

این داستان‌ها پیش و پس از این‌جا در هیچ‌کجای دیگر منتشر نشده‌ و پس از چاپ کاغذی از این سایت حذف می‌شوند.

تم کلی داستان‌ها معمولا حالت‌هایی معمایی، وهم‌انگیز و بعض اوقات حالتی سورئالیستی دارند.
ممکن است درک کلی آثار از عهده خوانندگان عام برنیاید و یا حتا برای مخاطبین خاص هم جذابیتی نداشته باشد!

تعریف

داستان کوتاه گونه‌ای از ادبیات داستانی است که نسبت به رمان یا داستان بلند حجم بسیار کم‌تری دارد.

نویسنده در آن برشی از زندگی یا حوادث را می‌نویسد درحالی که در داستان بلند یا رمان، نویسنده به جنبه‌های مختلف زندگی یک یا چند شخصیت می‌پردازد و دستش برای استفاده از کلمات باز است. به همین دلیل ایجاز در آن مهم است و نویسنده نباید به موارد حاشیه‌ای بپردازد.

داستان کوتاه «اتاقکِ پشت تعمیرگاه»

تو دماغی حرف می‌زد. نفس‌اش را توی سینه حبس می‌کرد و بیرون می‌داد. گاهی یک قُلپ از هوا را می‌بلعید و توی ریه‌اش نگه می‌داشت. آخرش بعد از چند ثانیه ته‌مانده‌ی دود را با خسّت توی هوا فوت می‌کرد. میله‌ی نازکی را از توی سوراخ شمعک بخاری بر می‌داشت؛ هنوز سرخ بود و احتمالاً خیلی داغ. سریع توی یک لیوان آب فرو می‌کرد. میله صدایش در می‌آمد: «چِززز» و همان وقت توی آب حباب می‌افتاد و تکه‌های ریزی از میله جدا می‌شد و توی آب حرکت می‌کرد. دست‌اش را بالا می‌آورد و خوب براندازش می‌کرد و آن‌وقت روی پاگرد درِ بخاری کج و راست می‌کرد. چند بار محکم به آن‌جا می‌کوبید و دوباره توی سوراخ شمعک فرو می‌برد: –     «اون موقع تعمیرگاه داشتم. یعنی اون‌جا کار می‌کردم. ولی خب حالیم… مطالعه بیشتر »داستان کوتاه «اتاقکِ پشت تعمیرگاه»