آخرین بروزرسانی: 6 اکتبر 2020
به عنوان اولین تجربه یکی از داستانهای خودم را در سکوت دلچسبی که اینروزها نصیبم شده با صدای خودم ضبط کردم و کمی افکتگذاری کردم و به شکلی که میبینید در اینستاگرام منتشر کردم.
دربارهی این داستان:
این داستان به عمد طوری نوشته شده که شما را در نهایت با چند سوال بیجواب و عجیب و غریب تنها بگذارد. در واقع اگر در پایان خواندن/شنیدن داستان چند فحش آبدار نثار نویسنده (من) کنید، احساس خواهم کرد که حق مطلب را به درستی ادا کردهام.
داستان درباره برخورد انسانها با موجودات فرازمینی یا شاید آدم فضاییهاست. دستکم اینطور به نظر میآید. حال اینکه این برخورد از نوع چندم بوده است و مابین موجود فرازمینی و آدم فضاییها با آدمهای عادی چه چیزی پیش آمد میکند نه برای خواننده و نه برای نویسنده قابل استدراک نیست. داستان از جایی شروع میشود که ظاهرا همهچیز تمام شده است. ملاقات به سرانجام رسیده است و ملاقات شوندگان دنبال راه چارهای برای لاپوشانی و پنهان کردن باقی ماندهی ملاقات کننده هستند. این قضیه آنقدر برای آنها مهم و حیاتی است که حاضرند یکی دو قتل نیز انجام دهند ولی کسی از اسرار کارشان سر در نیاورد.
نسخه IGTV این داستان صوتی در اینستاگرام من قابل مشاهده است. (+) با اینحال همان فایل را در پایین نیز میتوانید ببینید.
اولین باشید که نظر می دهید