من و زنم (شش) – جادوگر سرشار از جادوست
در خیابان هستم. زنم همراهم نیست. او در خانه است و من ویترین مغازهها را سرسری نگاه میکنم و قدم میزنم. دو خط باریک، حکم بندِ لباس از چوبرخت آویزان است. بخش عظیم باقی لباس چند تورِ رنگیِ نازک است با پرهای پهن و پُر که بیشتر سطحش را پوشاندهاند. رنگِ لباس سیاه است. لکههای…
