رفتن به نوشته‌ها

دسته: عمومی

خورشیدگرفتگی‌ و ماه‌گرفتگی در تاریخ اسلام – نقدی بر نظریه پیکاسکو

در مورد ویدئوهای مربوط به جناب پیکاسکو در یوتیوب که به بررسی رخدادهای نجومی با تاریخ اسلام می‌پردازند مشخصاً چندین و چند اشتباه محاسباتی وجود دارد. که به راحتی قابل اثبات است. در اولین دقایق اولین ویدئو (اسرار اسطوره واقعه عاشورا و کربلا – قسمت ۱ – ترتیب برجهای فلکی و راز آسترولوژی حسین)، او ادعا می‌کند که تاریخ دقیق روز عاشورا روز 7 ماه دوازدهم (دسامبر) سال 680 میلادی است. اساساً کل فرضیات و استدال‌هایش (که بعدها منجر به اختراع! عرش‌های چندگانه، تقسیم‌بندی زمین بر اساس زودیاک و…) روی همین تاریخ فرضی پایه‌ریزی شده که آنهم به ساده‌ترین روش‌ها قابل رد است. از چه طریق؟ از طریق خورشیدگرفتگی! در واقع کل بنیان حرف‌های او بر این مبناست که تاریخ دقیق روز عاشورا را طبق محاسبات نامعلوم خود 7 دسامبر استخراج کرده‌ است و در این روز است که خورشید در صورت فلکی کماندار طلوع می‌کند و صورت فلکی دوپیکر غروب می‌کند و چنین و چنان می‌شود… بنابراین سوالی که به وجود می‌آید این است که از چه طریقی می‌توان مطمئن شد که عدد تاریخ ماه قمری سال 61 بر کدام روز ماه میلادی همنشینی دارد؟ یک راه ساده برای کشف درستی این موضوع وجود دارد. آنهم استفاده از همان نرم افزار ستاره‌شناسی استرالیوم است. (البته از نرم‌افزار Starry Night هم می‌توان استفاده کرد.) جالب است بدانید که نرم افزار ستاره‌شناسی استرالیوم در داخل خود از هسته‌ی تقویمی بسیار دقیقی استفاده می‌کند که از تقویم‌های جولیانی، مصری، فرانسوی، اسلامی، هندی، تقویم دراز مدت مایا، گریگوری، ارمنی، ایرانی، آزتک، رومانی، تبتی و… پشتیبانی می‌کند. احتمالا او (پیکاسکو) در زمان ساخت ویدئوهایش (و شاید تا همین حالا) از وجود چنین تقویمی خبردار نبوده است. پس فقط و فقط با استفاده از همین نرم افزار می‌شود تاریخ دقیق اسلامی (قمری) یا آزتک یا ایرانی یک روز خاص را محاسبه کرد. اما از کجا…

از گودرز تا شقایق: آیا می‌شود با مغلطه «کیم کارداشیان» را با «آدم و حوا» مرتبط دانست؟!

در این یادداشت به بت‌پرستی و جایگزینی آن به جای خداوند یکتا و اصلی از میان منابعِ اشاره شده و نشده سری می‌زنم از کارداشیان و هابیل و قابیل سخن می‌گویم به سریال «مردم در مقابل او.جی. سیمپسون» اشاره‌ای می‌کنم و گوشه‌های دلبخواهی از منبعی عجیب را بررسی میکنم و بعد از مغلطه‌ای بزرگ شما را با سوال‌هایتان تنها خواهم گذاشت.

ما و این کرونای دوست داشتنی

ما انسان‌ها هنوز «کرونا» را جدی نگرفته‌ایم. چنین ویروس ناشناخته‌ای که به راحتی منتقل می‌شود. از بدن میزبانی به بدن میزبان دیگری می‌خزد و دایره‌ی وجودی خودش را گسترده‌تر می‌کند. ما انسان‌ها هیچ‌وقت «شکارچی رأس هرم غذایی» نبوده‌ایم. این ویروس‌ها، انگل‌ها و باکتری‌ها هستند که در بالاترین نقطه‌ی رأس این هرم حتی از ما انسان‌ها برای بقای نسل خودشان تغذیه می‌کنند. ما انسان‌ها نیز مانند بقیه‌ی جانداران روی زمین یکی از موارد غذایی خوب برای دیگر جانداران حساب می‌شویم. با این‌همه این ویروس کروناست که به تازگی در ملاء عام و به آسانی بدن انسان را به عنوان منبع رشد و نمو خودش انتخاب کرده و از وجود ما تغذیه می‌کند. من با این قضیه هیچ مشکلی ندارم. حتی با مرگ و میر اطرافیان خودم هم مشکلی ندارم. بدتر با مرگ خودم با این ویروس هم هیچ مشکلی ندارم. به نظر من چنین چیزی کاملا طبیعی است. باید نسل انسان‌ها مانند نسل همه‌ی موجودات زنده‌ی دیگر پالایش شود. این قانون طبیعیت است. بزرگتر و قوی‌تر، ضعیف‌تر و کوچکتر را می‌بلعد. استیفن هاوکینگ جمله‌ی زیبایی درباره‌ی گسترش قوانین فیزیک در کل عالم هستی دارد. او معتقد است حتی اگر موجودات فضایی در دورترین نقطه‌ی عالم وجود داشته باشند لزوما می‌بایست از قوانین فیزیکی که ما در کره زمین نیز با آنها آشنایی داریم پیروی کنند. در کل جهان هستی، چند قانون فیزیک هستند که بی چون و چرا اجرا می‌شوند. مثل گرانش، جاذبه، نیروی گریز از مرکز و… زمین نسبت به ماه، کهکشان ما به کهکشان‌های دیگر و دیگران به دیگران. همه و همه حداقل دراین چند مورد قانون فیزیک وجه اشتراک دارند. این موضوع حتی در ریزترین و کوچکترین ذرات اتمی و مولکولی نیز رعایت می‌شود. انگار نافِ هستی را با این قوانین بریده‌اند. مساله این‌جاست که انسان‌ها حداقل در چند صد سال گذشته جلوی این قوانین نانوشته‌ی دنیا قد…

از فریب خوردن لذت می‌بریم؟

بیایید با شنگول و منگول شروع کنیم. بزبزقندی سه بزغاله دارد. او برای خرید مایتحتاج زنده‌گی لازم است خانه را ترک کند و بزغاله‌ها را در خانه تنها بگذارد. او از بزغاله‌ها می‌خواهد که «در» را به روی هیچ غریبه‌یی به‌خصوص گرگ بدذات باز نکنند و اگر خود او بعد از خرید به خانه مراجعه کرد، دست‌اش را -به نشانه‌ی راستی- به آن‌ها نشان خواهد داد و به بزغاله‌ها خواهد فهماند که مادر به خانه مراجعه کرده است. این‌جاست که بزغاله‌ها می‌توانند بدون نگرانی در را به روی او باز کنند… از قضا گرگِ قصه از این قضیه بو می‌برد. در نبودِ مادر به خانه می‌رود و بعد از چندین و چند بار کلنجار رفتن با بزغاله‌ها، در نهایت با سفید کردن دست‌های‌اش از آرد نانوایی به نتیجه می‌رسد و درِ خانه به‌ روی دروغِ او باز می‌شود. حالا بیایید به سراغ قصه‌ی دیگری با همین درون‌مایه برویم. قصه‌ی «خروس‌زری‌ِ پیرهن‌پری» نوشته‌ی «احمد شاملو» هم کم و بیش همین‌طور است. «گربه»، «طُرقه» و «خروس‌زری‌ِ پیرهن‌پری» در کلبه‌یی با هم زنده‌گی می‌کنند. این‌بار هم لازم می‌شود گربه و طرقه که از لحاظ توانایی از خروس‌زری پر زورتر هستند برای جمع‌آوری هیزم و یا دیگر کارهای سخت، خانه را ترک کنند و کوچک‌ترین عضو یعنی خروس‌زری را تنها بگذارند. از آن‌جایی که روباه مکّاری در همان حوالی به انتظار شکار خروس دندان تیز کرده است نگرانی‌ها و نصیحت‌ها شروع می‌شود. گربه و طرقه از خروس‌زری می‌خواهند که هوشیار باشد، «در» یا «پنجره» را به روی روباه باز نکند و فریبِ حرف او را نخورد. روباهِ مکار در نبود بزرگ‌ترها (گربه و طرقه) به خانه سر می‌زند و با استفاده از آواز خواندن و برانگیختن حس حسادت، خروس زری را به لب پنجره می‌کشاند و در نهایت او را شکار می‌کند. حالا بزرگ‌ترین سؤالی که در این‌جا مطرح می‌شود این‌است که چرا چنین…

کتاب بارش اولین پاش… در نمایشگاه کتاب تهران

با افتخار کتاب جدیدم «بارش اولین پاش در روزهای قهوه‌ای نودوژیک» -که یک مجموعه داستانی از منتخب داستان‌هایی‌ست که طی سال‌های گذشته در همین وبلاگ منتشر شده بودند- در نمایشگاه کتاب تهران قابل بازدید، تورق و حتا خریداری‌ست. این آدرس شما را به صفحه‌ی اینترنتی مربوط به همین کتاب در سایت نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران منتقل می‌کند که می‌توانید علاوه بر مشخصات کتاب نشانی دقیق غرفه‌ی انتشارات هزاره ققنوس را هم مشاهده کنید. (+) برای راحتی کار: انتشارات هزاره ققنوس در بخش عمومی، سالن شبستان، راهروی 30، غرفه دوم مستقر است و کتاب من احتمالا جایی همان اطراف انتظار دست‌های مهربان شما را می‌کشد. نام کتاب: بارش اولین پاش در روزهای قهوه‌ای نودوژیک و  نویسنده: میلاد رضایی خلیق   دانلود PDF کتاب بارش اولین پاش در روزهای قهوه‌ای نودوژیک

منتشر شد!

بالاخره بعد از چندین و چندماه انتظار کتاب «بارش اولین پاش در روزهای قهوه‌ای نودوژیک» توسط انتشارات هزاره ققنوس منتشر شد. این مجموعه شامل سیزده داستان کوتاه است که از داستانی با تم روستایی و از لحاظ زمانی از گذشته شروع شده (جن‌گیر) و خرد خرد همان‌طور که زمان رویدادن اتفاق‌ها در داستان‌ها به حال و آینده تغییر پیدا می‌کند، مکان رویدادن داستان‌ها نیز از روستا شروع شده و به دنیای امروزی رسیده و درنهایت به شهری در خارج از کشور ختم می‌شود. (نقطه‌ی نورانیِ کوچکِ سبزرنگ) نقطه اشتراک کلیه داستان‌ها کنش، واکنش و تأثیر ذهن انسان بر دنیای اطراف و قدرت تصمیم‌گیری اوست. واکنش‌ها و تاثیراتی که گاه دنیای پیرامونش را به فراخور قدرت ذهنی او (خوب یا بد) دچار تغییر می‌کند و گاه ذهن او به خاطر رویدادهای ساده و در عین‌حال غیرقابل توجیه دنیای پیرامونش دچار آشفتگی می‌شود و دنیای کوچکتر اطراف او را چنان آشفته‌تر می‌کند که لحظه به لحظه به نابودی نزدیک‌تر می‌شود. از آنجایی‌که تعداد محدودی از این کتاب چاپ شده است احتمال اینکه در تمام شهرهای ایران و در کتابفروشی‌های متعدد به آن دسترسی داشته باشید، بعید بنظر می‌رسد. بنابراین اگر در خرید این کتاب دچار مشکل هستید می‌توانید از طریق سفارش اینترنتی آنرا در تمام شهرهای ایران و از طریق پست یا… دریافت کنید. به همین منظور در همین سایت و در این صفحه قسمتی برای دریافت سفارش در نظر گرفته شده است. علاوه بر آن به دیگر سایت‌های اینترنتی که این کتاب را برای فروش قرار می‌دهند لینک داده خواهد شد. bisto7.ir/book در این مجموعه در ابتدا شانزده داستان برای چاپ در نظر گرفته شده بود که در مرحله تائیدیه نشر در وزارت ارشاد دچار ممیزی گردید و چاپ کتاب منوط به حذف سه داستان از این مجموعه شد. اگر چه این سه داستان سال‌ها در صفحات اینترنتی و در سایت‌های…