داستان من و زنم ::: سی
زنم را پیدا کردهام. همان کسی را که همهی عمر دنبال آن بودم… زنم را پیدا کردهام. خودِ واقعیاش را پیدا کردهام. حالا دیگر خیال و رویا نیست. همه چیز واقعیست. آسمان و آفتاب واقعیست. ابرها واقعیاند. باران واقعیست. حتا برف هم واقعیست… ناگهان از خواب میپرم. بازهم خیالاتی شدهام. باز هم خیال کردهام که…






