قصه‌ی دخترای ننه دریا

چه امتیازی می‌دهید؟!
امتیاز 0 از 0 نفر

ملودی این ترانه را حوالی سال‌های 1386 با یک گیتار ارزان‌قیمت و با یکی از تنها ریتم‌هایی که بلد بودم (6 و 8 ایرانی) با صدای خودم، حوالی نیمه‌شب با میکروفنی بسیار ضعیف ضبط کردم و حواسم بود که صدایم آنقدر بلند نباشد که همسایه‌ای را آزرده کند. بعد از آنجا که به صدای خوانندگی خودم چندان اشتیاقی نداشتم و اصلا هدفم خواندن نبود، بلکه ساخت ملودی بود، با نرم‌افزاری کامپیوتری تمپو (سرعت پخش) را تندتر کردم تا کمی شبیه صدای موش «شهر قصه» باشد.

این‌روزها که هوش مصنوعی جلوه کرده است به سرم زد تا همان فایل را به هوش مصنوعی بدهم تا ببینم چه می‌کند. در نتیجه بیش از 20 نسخه مختلف را امتحان کردم و شنیدم و هیچ‌کدامشان نتوانستند با اکانت رایگان، نسخه‌ی تمیزی از این ترانه تحویل بدهند. گاهی از ریتم می‌افتادند، گاهی کلمات را جویده تلفظ می‌کردند و هرچه سعی می‌کردم ابروی ترانه را درست کنم، چشمش را هم کور می‌کردم. دست آخر فایل این ترانه را با ترکیبی از چندین خروجی که تحویل گرفته بودم، جمع و جور کردم.

نتیجه‌ی کار ترانه‌ای‌ست وصله و پینه‌دار، با صدای چند خواننده و هنوز دچار «جویدگیِ نوار!» است. اما چون بیش از اندازه وقتم را گرفت، در نهایت به همین نسخه رضایت می‌دهم تا بعدها شاید بتوانم نسخه‌ی بهتری بسازم.

این از آن ترانه‌هاست که فقط نقش آهنگسازی ترانه را تمرین می‌کردم تا ببینم که می‌توانم یا نه… به هرحال و به عقیده‌ی شخصی خودم اثر قابل احترامی‌ست.

و این نکته هم ضروری‌ست که چند کلمه از شعر احمد شاملو را برای اینکه ریتم را به این ماشین فاقدِ احساسِ هوشِ مصنوعی بفهمانم، تغییر، تعویض یا اضافه کردم که با [] علامتگذاری شده‌اند.

البته شعر «قصه دخترای ننه دریا» بسیار طولانی‌تر از این بخش‌هاست و این بخش کوچکی که در ترانه می‌شنوید، تقریبا مربوط به یک‌سوم میانی کل شعر است و درواقع از زبان «پسران عمو صحرا» خطاب به «دختران ننه دریا» خوانده می‌شود.


دخترای ننه‌دریا! رو زمین عشق نموند
خیلی وخْ پیش، باروبندیلشو بست، خونه تکوند
دیگه دل مثل قدیم عاشق و شیدا نمی‌شه
تو کتابم دیگه اونجور چیزا پیدا نمی‌شه.

دنیا زندون[ی] شده: نه [یه] عشق[و]! نه [یه] امّید و نه شور،
برهوتی شده دنیا که تا چش کار می‌کنه مرْدس و گور.

نه امیدی ــ چه امیدی؟ به‌خدا حیف امید!
نه چراغی ــ چه چراغی؟ چیز خوبی می‌شه دید؟
نه سلامی ــ چه سلامی؟ همه، خون‌تشنه‌ی هم!
نه نشاطی ــ چه نشاطی؟ مگه راهش می‌ده غم؟

داش آکل، مرد لوتی،
ته خندق، تو قوطی!
توی باغ بی‌بی‌جون
جم‌جمک، برگ خزون!
جم‌جمک، برگ خزون!

دیگه ده مثل قدیم نیس، که از آب در می‌گرفت
باغاش انگار، [تو] [بهار]، از شکوفه گر می‌گرفت

آب به چشمه! حالا رعیت سر آب خون می‌کنه
واسه چار چیکّه‌ی آب، چل‌تا رو بی‌جون می‌کنه.
نعشا می‌گندن و می‌پوسن و شالی می‌سوزه
پای دار قاتل بیچاره همونجور تو هوا چش می‌دوزه

ــ «چی می‌جوره تو هوا؟
رفته تو فکر خدا؟!»

ــ «نه برادر! تو نخ ابره که بارون بزنه
شالی از خشکی درآد، پوک نشا دون بزنه:
اگه بارون بزنه!
اگه بارون بزنه!
آخ! اگه بارون بزنه.

دخترای ننه‌دریا! دلمون سرد و سیاس
چش امّیدمون اول به خدا بعد به شماس.

ازتون پوست پیازی، نمی‌خوایم!
خودتون بسمونین، بقچه جاهازی نمی‌خوایم!
چادر یزدی و پاچین نداریم!
زیر پامون حصیره، قالیچه و قارچین نداریم!

بذارین برکت جادوی شما
ده ویرونه رو آباد کنه
شبنم موی شما
جیگر تشنه‌مونو شاد کنه

شادی از بوی شما مس شه همینجا بمونه!
غم بره، گریه‌کنون، خونه‌ی غم جابمونه!

دخترای ننه‌دریا! دلمون سرد و سیاس
چش امّیدمون اوّل به خدا بعْد به شماس.

 

شعر: احمد شاملو
ملودی و آهنگ: میلاد رضایی خلیق
تنظیم و اجرا: Suno

 


 

نام گرافیست اثر متاسفانه با کمک هوش مصنوعی نیز پیدا نشد. اگر می‌دانید لطفا اعلام کنید. البته این عکس بازتولید هوش‌مصنوعی‌وارانه‌ای از عکس آلبوم با صدای خود احمد شاملوست و کمی نسبت به نسخه اصلی تفاوت دارد.

 


نسخه صداموشی ترانه‌ی دخترای ننه دریا با همان توضیحاتی که داده شد

 

0 0 رای ها
به این یادداشت امتیاز دهید
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

منو اصلی

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x