شب اومد و ماه اومد و…

چه امتیازی می‌دهید؟!
امتیاز 0 از 0 نفر

شب اومد و ماه اومد و مژده‌ی فردا اومد و
تب اومد و خواب اومد و تو آخرش نیومدی!

هرکی که رفته اومد و مسافر از راه اومد و
قاصدک این‌جا اومد و تو آخرش نیومدی!

قایق گم‌کرده مسیر، به ساحل ما اومد و
مرد بریده از سفر، تشنه و تنها اومد و
تو آخرش نیومدی!

نگفته بودم که نرو؟ نگفتم از گریه پرم؟
ببین که پرپر زدم و تو آخرش نیومدی؟!

شاپرک گل‌پر من، عابر بی‌معبر من
باد پر از بوسه و عشق، تو آخرش نیومدی!

تو آخرش نیومدی، من، پر تنهایی شدم
گریه شدم، خسته شدم، یه تنگ بی‌ماهی شدم

تو آخرش نیومدی، جمعه که رفت؛ جمعه رسید
هرچی صدازدم تورو، صدام به گوشت نرسید
هرچی که گریه کردمت، گل‌های شعر من تکید

من به تو شک نمی‌کنم، وقتی که از راه برسی
خونه شده، بدون تو، زندون تلخ بی‌کسی
واسه تو پرپر می‌زنن، گل‌های ناز اطلسی

ساعت دیواری حالا، لحظه‌رو جارو می‌کنه
من تو خودم جمع می‌شم و، غم، منو جادو می‌کنه
دستای یخ‌کرد‌ه‌ی من، اشکامو پارو می‌کنه


 

ترانه‌سرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno

از نظر خودم شاعرانه‌ترین بخش این ترانه، بند آخر است. جایی که حرکت عقربه‌های ساعت دیواری، به جارو کردن لحظه‌ها تشبیه می‌شود و بند انتهایی ترانه که پاک کردن اشک از روی صورت، به پارو زدن قایقی در دریا تشبیه می‌شود.

 

 


 

نسخه‌ی دامبولی همین شعر که اگر خودم شاعرش نبودم، صد در صد می‌گفتم آهنگساز (و احتمالا ترانه‌سرا) اصلا شعر را نفهمیده است و از یک شعر عاشقانه‌ی غمگین، چیزی چنین شاد ساخته است.

 

ترانه‌سرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno

 

 


 

اما هنوز نسخه‌ی اولیه‌ی آهنگ رو بیشتر دوست دارم. اما متاسفانه بعد از ده‌ها بار کاور کردن و ویرایش نتوانستم فقط تلفظ کلمات‌ِ اشتباهش را درست کنم و کار به جایی رسید که دو نسخه‌ی بالا تولید شدند.

0 0 رای ها
به این یادداشت امتیاز دهید
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

منو اصلی

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x