دست از سر من، اگه بر نداری (قلب من مث کبوتری که…)

چه امتیازی می‌دهید؟!
امتیاز 0 از 0 نفر

دست از سر من، اگه بر نداری
باز سر به‌ سرم، اگر بذاری
من شاکی می‌شم، قدِ یه دنیا
از روی سگم، خبر نداری

یه وقت دیدی اومدم، حالتو گرفتم
راست و چپ ازت، بهونه گرفتم
پشت سر ازت، گفتم و گفتم
ماهو از توی شبات گرفتم

بس کن، برو دیگه، این‌جا هرگز
عاشقی برات پیدا نمی‌شه
اگه شب تا سحر گریه کنی باز
هیچ‌کسی خریدارت نمی‌شه

قلب من مث کبوتری که
از گوشه‌ی بام تو پریده
وقتی که پرید بدون: «پریده»
می‌ره، یه جای دیگه، اون‌جا می‌شینه

حالا گریه کن و گریه کن امّا
بدون: «گریه دیگه فایده نداره»
اون‌که رفته… نه…! دیگه نمی‌یاد!
اینو یکی دیگه هم، گفته دوباره

ترانه‌سرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno
24 اردی‌بهشت 89؛
تهران، خ قرنی، خ کلانتری شرقی، آیسسکو


ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امّید ز هرکس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر! که چو برخاست نشیند
از گوشه‌ی بامی که پریدیم، پریدیم!
وحشی بافقی

0 0 رای ها
به این یادداشت امتیاز دهید
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

منو اصلی

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x