نگاهم کن، تا بمیرد شب، چونکه بیداری خواب خوابم کرد
نوازش کن، جان پر دردم، داغ شبهایم آب آبم کرد
بگو بٰانو! قصه از عشق و، در من مجنون، ناز لیلا شو
هزار و یک، شب نمیماند، در من از امشب، باش و شیدا شو
ببین بانو! خانه میسوزی؛ طور سینا را، تازه میسازی
نگو با من، در قمار عشق، دست آخر را، ساده میبازی
کنارم باش، آخر رویا، در شب دیدار، ترس تنهاییست
سکوتم در، کوچه میپیچد، پرسه ام بیتو، کوس رسواییست
در آغوشت جای من وا کن، مرد مصلوب از، غصّه میمیرد
اگر صبحی، بانگ عشقی را، مرغ بیداری در تو میریزد
بیا مریم! ناب و ناز انگیز! مسح دستانت بوسه میکارد
و جانم را، با تو بودن تا، صبح رستاخیز، زنده میدارد
بدان مریم، آن مسیحم من، صلب چوبین از، جان من وا کن
نگو از من! بی من از من باش، نام اعظم را، در تو پیدا کن
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno
این ترانه را نیز در 5 تیرماه 1389 در کنار یا داخل کیوسک سبز رنگ سفارت ایتالیا در خیابان نوفل لوشاتوی تهران نوشتم.
در این ترانه نیز مانند ترانهی مریم مصلوب، از نمادگرایی مسیحیت استفاده شده است. اگر با مسیحیت آشنایی داشته باشید میدانید که واژگانی مانند طور سینا، مرغ بیداری، مرد مصلوب (با دستانی باز در انتظار در آغوش گرفته شدن)، مریم، صبح بیداری، صبح رستاخیز، صلب چوبین، نام اعظم و... در این ترانه با معنایی زمینیتر استفاده شده است.
تا رسیدن به این نسخه از ترانه دهها بار هوش مصنوعی را بکار انداختهام و دست آخر این موسیقی را که از نظر گامشناسی احتمالا کاملا اشتباه است، تحویل گرفتهام. بندهای آخر ترانه ظاهرا نیمپرده یا یک پرده نسبت به بند قبلی بالاتر خوانده میشوند و گمان نمیکنم هیچ انسان زندهای توان اجرای این اثر به ظاهر گوشخراش را داشته باشد!
چندین بار همین ملودی را با Suno باز تولید و کاور کردم و راستش هیچکدام از اجراها به اندازهی این اجرا به دلم ننشست. این اجرا البته چند اشتباه در تلفظ کلمات دارد که قابل چشمپوشیست.
حالا که نگاه میکنم شاید بیربط نموده که در کنار سفارت ایتالیا، به یاد واتیکان افتاده باشم و چنین چیزی نوشته باشم.



