چه امتیازی میدهید؟!
امتیاز 0 از 0 نفر
تو پاهام، خستگی این همه راه
روبروم غربت شبهای سیاه
همسفر با غم شن باد جنوب
از طلوع حوصله تا به غروب
همیشه یه جای قصّه، آدم از
لحن شوم قصّهگو خسته میشه
سیب حوّارو نمیشه بوسه زد
آدم از بهشت اون رونده میشه
رو زمین دنبال یک لقمهی نون
از زمون یه لحظه فرصت، یه امون
من هنوز وارث درد پدرم
گرگ بارونزدهیی اهل جنون
حالم از دست خودم رفته؛ ببین
واسم از شاپرکها قصّه نگو
اگه سرده، اگ یخکرده تنم
به کسی به غیر از آیینه نگو
رخت گلدارتو تن کن گُلَکم
رخت بیداری شبهارو نپوش
تنتو وصله نزن به بوسهها
خودتو به نرخ ارزون نفروش
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno



