تو ازدحام، تیر چراغ شانزلیزه
گل کردن تو، توی پیادهرو عزیزه
دل میکنم باز، از نورای رنگی ویترین
پر میشم از تو، از یک خیال خوب و شیرین
عطر تنت رو، از روی بال شب میگیرم
پروانه میشم، دور چراغ تو میمیرم
تو غرق گیسو، من موبهمو پی تو هستم
پسکوچههارو، دنبال کوچهی تو گشتم
ایکاش و ایکاش، میشد یه قهوه با تو نوشید
گرمای ناب، باتو نشستنارو پوشید
از خندهها و از چشم ستاره پرسید
فهمید و بازم، صدباره و دوباره پرسید
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno

این هم نسخهی پرو با ملودی دیگریست که هوش مصنوعی به دلیل نداشتن اکانت پرو، نصفه و نیمه تحویل داده است! با اینحال من نسخهی اول و بازتولید دهبارهی آن تا رسیدن به قطعهی بالا را بهتر میدانم.
این ترانه را 4 اسفند 1389 در زمان سربازی اجباری در خیابان نوفل لوشاتو، در کنار کیوسک سبزرنگ سفارت ایتالیا نوشتم… یادگاریست از پرسهزدنهایی برای وقتگذرانی در شانزلیره البته در تهران!
