بوی تنت بوی جُنون، موج یه دریاچهی خون
موی تو همدست نسیم، منو کشونده به جنون
سینهی تو مخملِ ناب، فرصت رویایی خواب
نبض تو منظومهی شعر، نبض تو آهنگ رباب
رقص تو سیّارهی عشق، گرمی بازار دمشق
شبشکنه خندهی تو، جنسِ نگاهت پر عشق
حرکتِ دستت به دلم جرأت شاعرانه داد
تکتک حرفارو صدات، به باد این ترانه داد
دامنِ چینچینِ تو ناز، مَلمَل حرفای تو ساز
چه ساده خوابم میکُنه، از سر نو، دوباره باز
سنگ صبور من تویی، راهِ عبورِ من تویی
آینه شک داره به من، دلْدلِ آیینه تویی
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno
از نکتههای جالب این ترانه اینکه کلمه “عِشق” فقط و فقط با کلمه “دَمِشق” همقافیه (دقیقا هموزن) میشود و گویا حضرت سعدی نیز از این قافیه استفاده کرده است:
چنان قحط سالی شد اندر دمشق
که یاران فراموش کردند عشق
گرچه هوش مصنوعی زیر بار نمیرود و اصرار میکند که اَشک، رَشک، خُشک، مُشک و مَشک و… با «عِشق» همقافیه هستند.



