همیشه لالاییها نغمهی خوابآلودهی مهربانیها نیستند. گاهی لالایی برای مادری که از دست نوزادهاش کلافه شده است میتواند به چیزی ترسناک تبدیل شود تا آن فرزند شرور و ناآرامش از ترس هیولایی ترسناک، به زور چشمانش را ببند، بخوابد و مادر را راحت بگذارد.
به هرحال نوشتن متن چنین لالایی دهشتناکی به جنون و مرضی نیاز دارد که قدرتی خدا، تمام و کمال دارم.
آهنگ و ملودی اثر البته مربوط به ترانه معروف «Lullaby of Woe» (لالایی غم) از بازی ویچر ۳ (اجرای Ashley Serena) است و من فقط متن لالایی را با همون جنون و مرض فوقالذکر ایرانیزه کردمش. قانونا برای انجام چنین کاری نیاز به اجازهی کتبی یا حداقل شفاهی از مالک اثر است، اما به هر حال اینجا ایران است و کپیرایت چیزی در حد کشک آش رشته است. اثر من را میدزدند به نام خود میزنند و من نیز با دیگران چنین میکنم و همگی امیدواریم که اینچنین نباشیم.
چندسال پیش قصد داشتیم به عنوان یک تیاتر 7 پردهای داستانی درباره لیلیث و افسانهی پیدایش توراتی آدم و حوّا بسازیم که بازهم قدرتی خدا نه وزارت، نه فرهنگ و نه ارشاد، مجوز چنین کاری را نداد. این لالایی قرار بود بخشی از یکی از پردههای تیاتر باشد، که نشد! متن ترانه بهترین از اینها هم میشد باشد و فضایی ترسناکتر بسازد و حتا خوشریتمتر و ژوستتر باشد، اما حسش نیست.
هیش و هیش، لولوی بد
چشماشو کسی وا نکرد
سر و صدای بچّه از اینجا نیست
اینجا که کسی گریه نمیکرد
یکی هست تو جنگلا
سیاه مث شب سیاه
صدای پاهاش میاد
اون قلب بچهها رو میخواد
میاد بیرون
یواش یواش
میخوره تو رو اوون
لووو لووو لووو
****
هیش و هیش! بگیر بخواب!
لولوی بد، داره میاد
اگه گریه کنی اون می شنوه
گوش کن که صدای پاهاش میاد
اگه تو نخوابی اون
یواش مییاد بیرون
چشم سرخشو میبینی
که میچرخه اینجا پی تو
میاد بیرون
یواش یواش
تورو میخوره اون
لو لو لو
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
کاوری ایرانی از آهنگ و اجرای Ashley Serena
تنظیم و اجرا Suno



