گرگر آتیش ترانه بس‌ شد

چه امتیازی می‌دهید؟!
امتیاز 0 از 0 نفر

گرگر آتیش ترانه بس‌ شد
شب پر بیداری‌ خار و خس شد
دست زمین ماه بلندو دزدید
هوای شبدیز قبیله پس شد

وقتی که شب، خنده‌ی مارو دزدید
تو گوش ما، سکوت کوچه پیچید
دل‌خوشی از کوچه‌ی ما سفر کرد
شب‌زده از مرگ سپیده ترسید

خنجر شب، تو دست مست یک مرد
خورشیدکامونو تو کیسه می‌کرد
تاریکی از تو آسمون می‌بارید
رو خونه‌های مردم پر از درد

***

شاعر شب، واژه به واژه، گل کرد
خورجینشو پر از ترانه می‌کرد
می‌رفت که از قعر سیاهی رد شه
واژه‌فروش واژه‌پوش شب‌گرد

بذر صدارو توی کوچه پاشید
شعله به شعله، شبو می‌خراشید
می‌خواس که از تاریکی‌ها نترسن
مردم بی‌صدای شهر امید

شاعرکا شعر دوباره گفتن
غزل‌خونا عشق دوباره خوندن
باد اومد و قاصدکارو آورد

 

ترانه‌سرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno
س واتیکان؛ 9-12-89

 

 

0 0 رای ها
به این یادداشت امتیاز دهید
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

منو اصلی

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x