وابسته به تو بودم از اون‌روز که رفتی

چه امتیازی می‌دهید؟!
امتیاز 0 از 0 نفر

وابسته به تو بودم از اون‌روز که رفتی
دلواپس و بی‌طاقت اون لحظه‌ی مستی

یک شب، که پر از حادثه، از گریه شکستم
دل داده، چه کاری به من و غربت دستم

ای فرصت معصومی شاعرشدن من
ای شعر کمر بسته به نابودی‌ این تن

تا کی کنم هم‌قافیه از داغ شقایق؟
در دفتر یخ‌بسته‌ی شعر شب عاشق؟!

آن ماه جویده گل شب‌تاج غمین بود
قابیلک ما، در غم الطاف زمین بود

حوایِ هوایی شده از زردی‌ِ گندم!
انگشت‌نشانی ‌شود از مردیِ مردم!!!

***

آدم شدن من، پس از آن «مِهر خدایی»
بدعاقبتی داشت. خدایی و خدایی و خدایی!

یک‌باره زمین خوردم و اطرافم از عشق، تهی بود
لیلای من و آن دَم حوایی‌ام از عشق، تهی بود

فریاد کشیدم که خدایا تو چه هستی؟! تو کجایی؟! تو کجایی؟!
پاسخ، بشنیدم که چه هستی و کجایی؟! و کجایی؟! و کجایی؟!

خود گو، که تو از روز نخستت، به چه جایی و کناری به پناهی؟!
تا گویمت آن لحظه، که «من» بود، به دنبال تو، در ذکر دعایی!

ترانه‌سرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno
نیمه اول حوالی مهر 1389 / س ارمنستان
نیمه دوم آبان 1405 لاهیجان

 

 


0 0 رای ها
به این یادداشت امتیاز دهید
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
[mixed_related_posts]

منو اصلی

0
اگر نظر خاصی دارید، حتما بنویسیدx