چه امتیازی میدهید؟!
امتیاز 0 از 0 نفر
لابد از من دل بریدی، بس که چشماتو ندیدم
تو به داد کی رسیدی؟ من به هیچجا نرسیدم!
رفتی و غربت نشینم، تا قیامت بیزمینم
غرق تکرار شب و روز، تا همینه، من همینم
تلخِ تلخ قهوههامو، تک و تنها سر کشیدم
گوشهی دلگیر کافه، هر چی بود از تو کشیدم
بعد تو، رگبار بارون، رو سفال شنیدنی نیست!
پرسههای عاشقونه، بعد تو، رسیدنی نیست!
اگه اینجا بودی! اینجا! خستهگیها خسته میشد
راه تندادن، به هقهق، با حضورت، بسته میشد
بیتو اینجا ،ماه کامل، قرص درد یه عذابه
عین سی روزش، مکافات؛ گَُنگی بعد از شرابه
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno
یکی از بامزهبازیهای این ترانه، بعد از اینکه بحث به قهوه و کافه کشیده میشود، استفاده از کلمه مُکافات هست که به صورت بیمزه و لوسی شبیه تلفظ موکاپاته.



