چه امتیازی میدهید؟!
امتیاز 0 از 0 نفر
صاحبنظری بانو، تو مالک آوازی
از ساز تو میرقصه، مینای همآوازی
تدفین صدایم بود، آغاز صدای تو
شعر دل من گم بود، در عمق نگاه تو
هرلحظه پسندیدی، تا لایق تو باشم
این آینه را بشکن، خود را به تو بسپارم
یک چشمه در این صحرا، از چشمهی آن دریا
یک چشمه از آن چشم، آبیتر از این رویا
یک چشمه تو هم رو کن، تا شب به سحر واشه
این شبزدگی آخر، پایان شبم باشه
با اینهمه دلتنگی، تسلیم گناهم من
میسوزم و میتابم، بر هرکه بخواهد من
اینگونه سزاوار، تنهایی خود هستم
چون در شب دور از تو، همبوسهی زن هستم
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno



