به نظر خودم این ترانه یکی از خلاقانهترین چیزهاییست که نوشتهام. ترانه داستان حساب و کتاب عاشقانهای را روایت میکند و از نمادها و کلمات علم ریاضی استفاده میکند، مانند جمع، تفریق، ضرب، منها، توان، تقسیم، باقیمانده، کسر ریاضی، عدد صحیح، اعشار و…
بعد رفتنت نشستم با خودم حساب کردم
کم آوردم تو حسابم تو رو اشتباه کردم
جمع ما نمیشه هرگز مثه دریا یکی باشه
من و تو، از دو تباریم، خون هرکی، تو رگاشه
من نژاد بی نوایی، اهل هر خونهی ویرون
تویی از تبار حسرت، عشق پول و عُقدهی نون
به توان اشک و هقهق، که رسیدن لحظههامون
از توان ما گذشتن، قدرتِ شنیدنامون
من کمم، از تو حسابی! تو فقط، حسرت مایی
من صحیحه زیر کسرم! تو که اعشار خدایی!!
میشه منهای تو هم بود ، ولی باتو سربه سر شد
یا که میشه وقت تفریق ، فرق بین ما و من شد
من به ضرب حیله و مکر، بس نشستم توی چشمات
تا که چشماتو می بستی، کم شدم از تو حسابات
به توان اشک و هقهق، که رسیدن لحظههامون
از توان ما گذشتن، قدرتِ شنیدنامون
من کمم، از تو حسابی! تو فقط، حسرت مایی
من صحیحه زیر کسرم! تو که اعشار خدایی!!
وقت تقسیم گناهه، حرف قسمت، باقی مونده
شاید این، قسمت ما بود، غیر از این چیزی نمونده
جمع ما نمیشه هرگز مثه دریا یکی باشه
من و تو، از دو تباریم، خون هرکی، تو رگاشه
من کمم، از تو حسابی! تو فقط، حسرت مایی
من صحیحه زیر کسرم! تو که اعشار خدایی!!
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno
8 مهر 1388



