هیچکسی قد تو، اندازه ی تو قصه بلد نیست بیبیجون
کسی بد نیست با شب سرد زمستون بیبیجون
شب یلدارو تو با کرسی غم سر میکنی
فصل یخ بستن احساسو تو باور میکنی
واسهی قاصدکا غصه نخور، گریه نکن
توی تقویم همین سال یه بهاره، بیبیجون حوصله کن
بیبیجون آخر شب، وقتی سپیده دربیاد
قصهی دربهدریهای من و تو سر میاد
یه زمستون مونده، اما، صد تا خورشیدو شکوند
بعد از اون سوز و سیاهی، یه چراغ کهنه موند
حالا تو این شب بیحوصلهگی قصه بگو
واسمون انارو دون کن، بیبیجون قصه بگو
بیبیجون قصهی تو مرهم دردای من
دست من همدمشو تو قصه پیدا میکنه
بیبیجون قصهی دخترای دریارو بگو
قصهی پری دریایی تنهارو بگو
قصهی دختر شاهزاده که عاشق گداست
قصهی خوشگل خوابیده که دنبال شفاست
هرچی قصه بلدی که آخرش تنهایی نیست
توی آخرای قصه، شبای بیفردایی نیست
واسم از اون، بیبیجون واسم فقط از اون بگو
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno



