سوز و سرما و سکوت و پرسههای بیهدف
لحظهها یخزدن و شعر زمان ورق ورق
گولّه گولّه این زمستون برفو راهی میکنه
اونکیه تو این هوا با شب تبانی میکنه؟
باز صدای کفش جادوگر میاد تلق تلق
از کدوم پنجره و کدوم در و کدوم طرف؟
مثل فانوس بسوزم، داغ یک شعله بشم
گر بگیرم از هجوم تلخ تنهایی و درد
یا توی گرگ چشای عشق اون زل بزنم
از تن غمزده تا شهوت تن پل بزنم
هیچکسی تنهاییمو مثل تنش جادو نکرد
من نتونستم حریف عشق جادوگر بشم
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno

این ترانه را احتمالا در دی ماه 1389 نوشتهام.
ترانه از دو پارهی شش مصرعی تشکیل شده است و فرم قافیهبندی آن کمی نامتعارف است.
مصرع 1 با مصرع 6 از بند اول همقافیه است.
مصرع 2 با مصرع 5 از بند اول همقافیه است.
مصرع 3 با مصرع 4 از بند اول همقافیه است.
مصرع 1 با مصرع 6 از بند دوم همقافیه است.
مصرع 2 با مصرع 5 از بند دوم همقافیه است.
مصرع 3 با مصرع 4 از بند دوم همقافیه است.
متاسفانه نتوانستم نام این فرم نامتعارف را تشخیص دهم. هوش مصنوعی هم پس از تعریف و تمجید، نام سبک را این گونه تشخیص داد:
هوش مصنوعی فرمود: در اصطلاح عروضی قافیه در آغوشگیرنده یا محصور است و بعد اضافه کرد که احتمالا «مسمط» یا «ترکیببند» است، اما چون در قالب مدرنتر و با کوتاه و بلند شدن مصراعها استفاده شده، به آن «چهارپاره» (یا ششپارهی مدرن) میگویند… و افزود در میان شاعران نوپرداز، به این نوع شعرهای بندبندی شده که دارای قافیههای آینهای (متقارن) هستند، «شعر بندمحور با قافیههای معکوس» میگویند.
اما از نظر من یک قالب و فرم ساده و قابل توضیح دارد: «ترانه» است!


