ترانه البته هنوز درگیر عاشقیهای دهه شصتیهاست. جایی که دیدن موهای رهای معشوق، گاهی بزرگترین حرکت اروتیک و عاشقانهای بود که ممکن بود شکل بگیرند.
اولین باره که میخوام، تورو زیر سقف این خونه ببینم
نمیدونم چه کنم من، چجوری پیش دو چشم تو بشینم
نکنه چیزی بگم من، نکنه که آبروم پیشت بریزه
میدونی؟! هُرم نفسهات، واسه زیر و روی این خونه عزیزه
وقتی موهاتو تو خونه، بدون حجاب و روسری ببینم
طرح اندام تنت رو، توی انعکاس آیینه ببینم
وقتی دستام رو تن تو، شکلهای سادهی هندسی بسازن
سینههای بیقرارت، حکم قدسیت ناب سجده گاهن
چطوری میشه نگاه پر دریاتو بغل کرد و نترسید
مگه میشه زنده بود و زندگیهارو به نام تو نبخشید؟
آخ چه حالی دارم الآن، تو دلم رخت هزار ایلو میشورن
عقربهها راه نمیرن، ثانیهها واسه دیدنت صبورن
تو میای، روزو میاری، شب تو گرمای وجود تو میسوزه
تاریکی گم میشه، میره، آسمون رختای آبیشو میپوشه
خورشید شرقی چشمات، نمنمک جای غروبمو میگیره
خون، توی رگای آبیم، مثل فوارهی زندگی میجوشه
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno
تهران، اقدسیه، خ نیلوفر
سفارت عربستان06-01-90



