درباره فیلم Correspondence (2016) – (مکاتبات، 2016)

درباره‌ی فیلم

فیلم سینماییCorrespondence (2016)  (مکاتبات، 2016) تازه‌ترین اثر سینمایی جوزپه تورناتوره ایتالیایی است. از این نویسنده / کارگردان پیش از این آثاری مانند «سینما پارادیزو»، «یک تشریفات ساده»، «افسانه 1900»، «مالنا» و… منتشر شده است.

– فکر می‌کنی  چیزی باشه که ما از همدیگه ندونیم؟

– این چه سؤالیه اونم ساعت 6 صبح؟!

– رازها… رمز و رازی هست که هنوزم داریم از هم پنهان می‌کنیم؟

– خودمون یه راز بزرگیم… تنها دلیلی که باهم هستیم همینه!

 

بزرگ‌ترین رازی که بین دو چهره‌ی اصلی فیلم پروفسور اِد پوروم و «اولگا» قرار دارد شاید همان رابطه‌ی نامشروع بین‌شان باشد. رابطه‌ی بین استاد متاهل و مسن و شاگرد جوان و زیبا. اما وقتی پروفسور پوروم در دیالوگ ابتدایی فیلم از اولگا می‌خواهد که نگاهی به گذشته بیندازد و نسبت به یادآوری راز و رمزهای مخفی بین خودشان تجدید نظر کند، به نظر می‌رسد که پروفسور پروم حتا در بیرون از دانشگاه و در واقع زمانی که در اتاق هتل در کنار معشوق/شاگرد خود ایستاده است هم سعی دارد با این سوال، چیزی را به اولگا بیاموزد.

این اولین و تنها صحنه‌ای‌ست که اولگا در کنار پروفسور پروم دیده می‌شود و تا پایان فیلم رابطه آنها با تمام مخفی‌کاری‌هایش وابسته به مکاتبات، نامه‌نگاری‌ها و ارسال و دریافت اس‌ام‌اس و ایمیل است. در بیست دقیقه ابتدایی فیلم زمانی که اولگا مانند بقیه مدعوین منتظر حضور پروفسور پروم در کنفرانس سالانه‌ی  فیزیک کیهانی و كيهان شناسي است و درست در زمانی که مشغول پاسخگویی به ایمیل پروفسور است که تنها چند لحظه پیش آنرا دریافت کرده، با خبر می‌شود که پروفسور پروم چند روز پیش فوت کرده است!

گرچه پرس و جوی اولگا برای راستی آزمایی مرگ پروفسور پروم به خانه‌ی شخصی او، دیدن دورادور خانواده‌ی غمگین و ماتم‌زده او،  قبرستان و وکیل شخصی او هم کشیده می‌شود اما برای بیننده فیلم مرگ پرفسور –حتی تا پایان فیلم- در لایه‌‌ی مه‌آلود رمز و راز باقی می‌ماند. شاید پروفسور فریبکار اینبار هم سراغ معشوق تازه‌ای رفته باشد و با حقه‌ی مرگ خودش، هم از دست خانواده و هم از دست معشوق سمج خود آزاد شده باشد.

 دست‌کم بیننده برخلاف اولگا نمی‌تواند با واقعیتِ مرگ پروفسور کنار بیاید. آنهم با صحنه‌های مرگ بدلکارانه‌ و ناواقعی که لابه‌لای فیلم با آن مواجه می‌شود. اولگا که سال‌هاست در نقش بدلکار در صحنه‌های خطرناک و دلهره‌آور بدلکاری شرکت داشته و بارها و بارها مرگِ ساختگی خود و همکارانش را در فیلم‌های مختلف دیده و بازسازی کرده است، نسبت به خبر مرگ پروفسور کاملاً تسلیم و ماتم‌زده بنظر می‌رسد و احتمالاً نسبت به درستی و صداقت پروفسور –که ما از آن بی‌خبریم- اطمینان کامل دارد.

اما نکته‌ی بعدی و در واقع رمز و راز ناگفته فیلم –که در اولین دیالوگ‌ها به آن اشاره شد- رابطه‌ی سرد و در حال فروپاشی اولگا با مادرش است که گویا هرگز در مورد آن با پروفسور گفتگویی نکرده است. رابطه‌ای که پروفسور حتی تا 3-4 ماه پس از مرگش (!) قصد در ترمیم و بازسازی آن دارد. طوری بنظر می‌رسد که پروفسور قصد دارد در نبود خودش رابطه‌ی معشوقش را با جهان پیرامونش (مخصوصاً رابطه اولگا و مادرش) و احساس گناهی که معشوقش نسبت به مرگ پدرش دارد را، صمیمانه‌تر و دوستانه‌تر کند و این شاید بزرگترین درسی باشد که بین استاد وشاگرد این فیلم جریان دارد.

شاید آنچیز که مهم‌تر از همه در این فیلم خودنمایی می‌کند حضور عشق بین عاشق و معشوقی است که حتی دیگر نیازی به حضور مادی یکی یا هردوی آنها هم ندارد. عشق ابدی اگر نیاز به زمان نداشته باشد و با گذشت زمان دچار فرسایش نشود، لابد عشق لاوجودی هم می‌تواند بدون حضور مادی عاشق و معشوق و بدون وجود داشتن آنها درجریان باشد.

 

جوزپه تورناتوره شصت ساله شاید به اقتضای سن و سالش (برخلاف داستان مالنا) اینبار به سراغ عشق نامقدس و عجیبی رفته است که بین مردی مسن و دخترکی جوان برقرار است. با حذف تمام راز و رمزهای فیلم و آموزه‌های پنهان و آشکار عشق‌آلود آن، وقتی تنها دو فیلم مالنا و مکاتبات را در امتداد زندگی تورناتوره از نظر بگذرانیم شاید بتوانیم به آرزوهای پنهان و مه‌آلود همان پسرک عاشق‌پیشه مالنا برسیم که اینبار با مشکل اضافه‌سن روبرو است و درست بر عکس فیلم مالنا، اینبار عاشق فردی بسیار بسیار کوچک‌تر و کم‌سن و سال‌تر از خودش شده است.

نویسنده: میلاد رضایی خلیق

لینک کوتاه: http://bisto7.ir/?p=1328

یادداشت‌های مشابه

درباره فیلم Correspondence (2016) قطعا ندیدن فیلم Correspondence (2016) (مکاتبات) می‌تونه بزرگترین حسرت کسی باشه که عاشق نگاه تورناتوره است و با فیلمهاش عاشقی کرده. نکته عجیب و مسخره د...

نظر خود را ثبت کنيد


شما میتوانید هر پاسخی به این مطلب را دنبال کنید : خوراک دیدگاه‌ها

| ترجمه به فارسی |