رفتن به نوشته‌ها

دسته: نمایشنامه

فیلم کوتاه «در آغاز حسد بود» لیلیث، آدم و حوا

در کتاب تورات (عهد عتیق) و بعدها در بخشی از انجیل مجموعا 2 بار به لیلیث اشاره می‌شود. اول‌بار در تورات در جمله «خداوند آن‌ها را زن و مرد آفرید» به طور اجمالی از موضوعی حرفی به میان می‌آید که کمی عجیب به نظر می‌رسد. در ابتدا گفته شده که آنها به صورت زن و مرد آفریده شده‌اند، اما در چند پاراگراف بعدی تورات خبری از زنِ ماجرا نیست. کمی که به جلوتر برویم در بخش‌های بعدی تازه حرفی از حوّا به میان می‌آید و او حالا برای آدمِ نالان و تنها از پهلوی چپش ساخته می‌شود تا با او سازگار باشد! زنِ آفریده شده‌ی اول چه شد؟! اما در انجیل در کتاب اشعیا نبی این چنین از لیلیث یاد می‌شود: «موجودات وحشی بیابان با موجودات وحشی جزیره دیدار خواهند کرد، و ساتیر (موجودی نیمه انسان و نیمه بز) پیروان خود را فراخواهد خواند؛ لیلیت نی³ز در آنجا خواهد آرمید و برای خود مکان استراحتی خواهد یافت.» با این اوصاف می‌توان نتیجه گرفت موجودی به نام «لیلیث» یا «لیلیت» هم‌زمان با آدم (قبل از حوا) آفریده شده است. با آدم مراودات عاشقانه‌ای داشته و بر سر مساله‌ای بین آن دو شکرآب می‌شود. خداوند پا در میانی می‌کند و لیلیث را تبعید کرده و حوا را به زنی برای آدم از دنده او می‌آفریند تا فرمانبردار او باشد. با کمی پس و پیش کردن مراجع موجود در داستان آدم و حوا مشخص می‌شود که ظاهرا دعوای آدم و لیلیث بر سر فرمانبرداری از آدم بوده است. حتی در بعض مطالب به مسایل جنسی آن دو نیز اشاره می‌شود و لیلیث را که خواهان برتری و بالابودن در رابطه بوده را به عنوان شخص نافرمانبردار سرزنش می‌کنند. حال اینکه به چه دلیلی و چرا در تورات فقط و فقط به صورت اجمالی از لیلیث صحبت شده است، بحث امروز من نیست. به…

نمایشنامه «نُه ماه و نُه روز و هشت ساعت و سی دقیقه»

خلاصه‌ی داستان: پایان جهان است و تمام موجودات زنده‌ی زمین از میان رفته‌اند. موکداً هیچ جانداری در هیچ کجای کره‌ی زمین، نه حتا در دور افتاده‌ترین جنگل‌های آفریقا و کرانه‌های سواحل آمریکا و در جزایر استرالیا باقی نمانده است. فقط و فقط از فوج جمعیت زمین، یک زنِ باردارِ پابه‌ماه باقی مانده که می‌تواند نسل انسان را با وضعیت نوزاد خود از نو فزونی بخشد. در این بین «لیلیث» (اولین همسر آدم و اولین زنِ افسانه‌ای تاریخ زمین) و «حوا» (دومین همسر آدم و جد مادری کلیه انسان‌ها) به سراغ زن حامله می‌آیند تا شاید از نوزاد پسرِ زنِ‌ حامله بتوانند نسل انسان را آنگونه که خود خواهان آن بودند از نو بسازند. این پرده از نمایشنامه می‌تواند بخشی از 7 تا 8 بخش نمایشنامه دیگر باشد که جملگی به موضوع لیلیث، حوا، و زن و عشق می‌پردازند و در آخرین پرده، در وضعیتی بحرانی و آخرالزمانی پرده‌ی زیر به اجرا درآید. لازمه‌ی فهم این پرده از نمایشنامه این است که مخاطب در پرده‌های قبل به کلیت داستان لیلیث و حوا پی برده باشد و یا با مطالعات قبلی خود از داستان آن دو باخبر باشد. در متن نمایشنامه‌ی زیر به جای دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها از شعرهای احمد شاملو و تکه‌ای از شعر فروغ فرخزاد استفاده شده است. انتخاب اشعار و کم و زیاد کردن واژه‌هایی به آن و ادامه‌دادن آنها به حالتی که بازگو کننده ماجرایی باشند به انتخاب نویسنده بوده و باقی کلمات دیالوگ‌ها که بر حسب وزن و موقعیت کلمات پس و پیش اشعار انتخاب شده است به قلم نویسنده نمایشنامه است. توضیح صحنه: {صحنه مربوط به یک بیابان یا گوشه‌ی ویرانه‌ای از یک شهر خرابه است. در دورترها تصویر مات کوه‌های آتشفشانی دیده می‌شود که از دهانه‌ی آتشفشانی‌ آنها غبار و دود به هوا بلند می‌شود. نور صحنه خاکستری و قهوه‌ای است. همه‌جا غبار گرفته و…

نمایشنامه برای کودکان «یک گول ساده»

توضیح کلی: در این نمایش سعی شده است از چند داستان مهم ایرانی گرته برداری شود و در واقع در دل این نمایشنامه سه داستان کودکانه با یکدیگر ادغام شده‌اند و ترکیبی جدید ساخته‌اند. اگر قصد اجرای این نمایش و تیاتر را دارید لطفا توضیحات نویسنده را در انتهای همین صفحه بخوانید.   شخصیت‌ها و بازیگران: راوی (بزرگسال / یک مرد قصه‌گو با لباس معمولی) فراش یا مستخدم (بزرگسال / لباس شلخته و گشاد و نامرتب پوشیده است) بازیگر 1 (کودک و نوجوان / در میان تماشاچیان نشسته است و لباس معمولی مانند بقیه تماشاچیان پوشیده است) آقای گرگ (بزرگسال / لباس مرتب و تمیز مانند کت و شلوار (بدون کراوات) پوشیده است و چهره‌ی موجهی دارد) خانم گرگ (بزرگسال / لباس مرتب و تمیز مانند یک مانتو و روسری یا شال معمولی پوشیده است و یک کیف دوشی کوچک دارد) شنگول (کودک و نوجوان / لباس معمولی مانند همه کودکان پوشیده است و تنها دو گوش کوچک با کمک تل سر بر روی سرش قرار گرفته است) منگول (کودک و نوجوان / لباس معمولی مانند همه کودکان پوشیده است و تنها دو گوش کوچک با کمک تل سر بر روی سرش قرار گرفته است) پینوکیو (کودک و نوجوان / لباس معمولی مانند همه کودکان پوشیده است و تنها یک دماغ بلند و بزرگ به رنگ چوب بر روی صورتش قرار گرفته است) خروس زری (کودک و نوجوان / لباس رنگارنگ به رنگ پرهای خروس با جزئیات کم و کلی پوشیده است و از نظر ظاهر تفاوت خاصی با لباس بقیه کودکان ندارد) شیر (بزرگسال / یک دست لباس نمایشنامه شخصیت شیر ترجیحا با کلاه عروسکی بزرگی به شکل شیر با یال و کوپال و دم و پنجه پوشیده است) بز زنگوله‌پا (بزرگسال / یک خانم با ظاهری آراسته و کیف دوشی بزرگ و با پوستین یا شنل پشمی بر…