من و زنم (یک) – از وقتی که به یادش افتادم
از سر به سر گذاشتنش لذت میبرم. گاهی موهای سرش را میکشم، از رانهایش نیشگون میگیرم و هرچه قدر و از هر راهی که بتوانم اذیتش میکنم. او هم به تلافی هرچه میتواند سرِ من پیاده میکند. با لنگه کفش به دنبالم میدود و تا آن را بر سرم فرود نیاورد آرام نمیگیرد. دست کم…
