پس از این‌همه بار، این‌همه یار…

چه امتیازی می‌دهید؟!
امتیاز 0 از 0 نفر
              پس،
                     از،
               این‌همه بار
                   این‌همه یار
                    این آخِرِ کار
                    در این شبِ تار
    پایانِ تب و اشکِ دلِ زار،،،
                    افسارِ تَنت
           دستم بِسِپار،
       هر گوشه کنار
           لب را بِگُذار
               بر گونه‌ی من
                    یک بوسه بکار...
             آه از دلِ تو
                 بی تابی‌ی تو
                     تن‌داغی‌ی تو؛؛؛
                        دل‌بوسه‌ی تو
                دل‌سوزی‌ی تو
          دل‌دوزی‌ی تو؛؛؛
      گَرمای تَنت
  نَرمای لَبت
 فَوّاره‌ی من
دهلیزِ تَنت؛؛؛
  آه از تو هوار
     ای وای، هوار
         ای وای، هوار؛
              ای اُمّتِ عشق
                    ای دولتِ یار
                            آه از تَنِ یار
                                 آه از دلِ یار
                               آه از تو هوار
                         ای، وای هوار
                 ای وای، هوار
        ای وای هوار

 

ترانه‌سرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno

این ترانه علاوه بر شعرِ ناشعرِ ناجورش، هویت دیگری نیز دارد و آن نوع حروف‌چینی آن است که به پیچ و تاب می‌افتد و گاه شبیه دودی برخاسته از آتش است و گاه شبیه ماری پیچیده بر درختی و گاه شبیه به پیچک عشقی، تنیده بر ساقه‌ی گیاهی دیگر…

 

0 0 رای ها
به این یادداشت امتیاز دهید
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

منو اصلی

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x