آخرین بروزرسانی: 14 جولای 2018
چند شب پیش فیلم مستندی از برنامه آپارات بیبیسی پخش شد درباره بابک بیات و کارنامه هنریش و نظریاتی که دیگران دربارهی کارهای اون دادند. جدا از مسائل مربوط به موسیقی و بابک بیات چیز دیگهای که نظرمو به خودش جلب کرد نحوه حرف زدن «احمدرضا احمدی» بود. کسی که یکی از شاعران بزرگ معاصر ایرانه و برخلاف شعرهاش با زبان عامیانه و بدون تکلف صحبت میکرد.
این نحوه حرف زدنو قبلا توی شعرخوانیهای شاملو هم دیدم. وقتی شعر خودش رو میخوند با همون لحن و صدای جادویی این کارو انجام میداد اما وقتی درباره خودش، یا شعرهاش یا با دیگران صحبت میکرد از واژههای خودمانی، عامیانه و خیلی خیلی معمولی استفاده میکرد.
اینها رو بذارید کنار لحظات به ظاهر عرفانی مجریان بیسواد رادیو و تلویزیونهای داخلی و خارجی. درست وقتی که قراره درباره شعری یا چیزی صحبت کنند. سعی میکنند با اکو دادن به صدا فضارو روحانی کنند. بینندگان یا شنوندگان را دعوت کنند که گوش جان بسپارند و حتا اگه براشون مقدور بود دستهاشون رو باز میکردند و مثل یک دختربچهی مهدکودکی شعری رو دکلمه کنند.
چرا یک شاعر بزرگ نیازی نداره موقع حرف زدن خودش رو پشت کلمات بزرگ و پرسروصدا قایم کنه. و به جاش خیلی راحت و معمولی صحبت میکنه؟ اما یه فرد نسبتا عوامتر وقتی درباره چیزی اظهار نظر میکنه سعی میکنه از کلمات رسمیتر و خشکتر استفاده کنه؟




اولین باشید که نظر می دهید