من و زنم (بیست و دو) – یک داستان عاشقانه با دریا
دریا را دوست دارم. ساحل را هم همینطور؛ اما هیچکدامشان را بیشتر از زنم دوست ندارم. من ساحل را و دریا را با زنم دوست دارم. دوست دارم من و زنم جایی که هیچ جنبندهیی به غیر از چند مرغ ماهیخوار دیده نمیشود کنار ساحل قدم بزنیم. او باید چسبیده به دریا باشد. شاید خودش…






