در سوگِ نوروز
وقتی شمالی، شمالیتر نمیشود، شنهای ساحل خواب خوش تَُرد شدن می بینند. خورشید که بتابد یا نه، باران هست، ابر هست، دریا هست. یادم باشد خاطراتام را با شنهای دریا با کفشهای کهنهام قسمت کنم. نگران تردد قدوم ابرم که باز دریا روی ساحل دراز میکشد. حتا یاد گوش ماهیهای ساحل هم که باشم، حتا…






