رفتن به نوشته‌ها

برچسب: آدم

نمایشنامه «نُه ماه و نُه روز و هشت ساعت و سی دقیقه»

خلاصه‌ی داستان: پایان جهان است و تمام موجودات زنده‌ی زمین از میان رفته‌اند. موکداً هیچ جانداری در هیچ کجای کره‌ی زمین، نه حتا در دور افتاده‌ترین جنگل‌های آفریقا و کرانه‌های سواحل آمریکا و در جزایر استرالیا باقی نمانده است. فقط و فقط از فوج جمعیت زمین، یک زنِ باردارِ پابه‌ماه باقی مانده که می‌تواند نسل انسان را با وضعیت نوزاد خود از نو فزونی بخشد. در این بین «لیلیث» (اولین همسر آدم و اولین زنِ افسانه‌ای تاریخ زمین) و «حوا» (دومین همسر آدم و جد مادری کلیه انسان‌ها) به سراغ زن حامله می‌آیند تا شاید از نوزاد پسرِ زنِ‌ حامله بتوانند نسل انسان را آنگونه که خود خواهان آن بودند از نو بسازند. این پرده از نمایشنامه می‌تواند بخشی از 7 تا 8 بخش نمایشنامه دیگر باشد که جملگی به موضوع لیلیث، حوا، و زن و عشق می‌پردازند و در آخرین پرده، در وضعیتی بحرانی و آخرالزمانی پرده‌ی زیر به اجرا درآید. لازمه‌ی فهم این پرده از نمایشنامه این است که مخاطب در پرده‌های قبل به کلیت داستان لیلیث و حوا پی برده باشد و یا با مطالعات قبلی خود از داستان آن دو باخبر باشد. در متن نمایشنامه‌ی زیر به جای دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها از شعرهای احمد شاملو و تکه‌ای از شعر فروغ فرخزاد استفاده شده است. انتخاب اشعار و کم و زیاد کردن واژه‌هایی به آن و ادامه‌دادن آنها به حالتی که بازگو کننده ماجرایی باشند به انتخاب نویسنده بوده و باقی کلمات دیالوگ‌ها که بر حسب وزن و موقعیت کلمات پس و پیش اشعار انتخاب شده است به قلم نویسنده نمایشنامه است. توضیح صحنه: {صحنه مربوط به یک بیابان یا گوشه‌ی ویرانه‌ای از یک شهر خرابه است. در دورترها تصویر مات کوه‌های آتشفشانی دیده می‌شود که از دهانه‌ی آتشفشانی‌ آنها غبار و دود به هوا بلند می‌شود. نور صحنه خاکستری و قهوه‌ای است. همه‌جا غبار گرفته و…