داستان کوتاه «اتاقکِ پشت تعمیرگاه»

تو دماغی حرف می‌زد. نفسش را توی سینه حبس می‌کرد و بیرون می‌داد. گاهی یک قلپ از هوا را می‌بلعید و توی ریه‌ش نگه می‌داشت. آخرش بعد از چند ثانیه ته مانده‌ی دود را با خست توی هوا فوت میکرد. میله‌ی نازک را از توی سوراخ شمعک بخاری بر می‌داشت، هنوز سرخ بود و احتمالا…

من و زن‌م (شش) – جادوگر سرشار از جادوست

در خیابان هستم. زن‌م همراه‌م نیست. او در خانه است و من ویترین مغازه‌ها را سرسری نگاه می‌کنم و قدم می‌زنم. دو خط باریک، حکم بندِ لباس از چوب‌رخت آویزان است. بخش عظیم باقی لباس چند تورِ رنگیِ نازک است با پرهای پهن و پُر که بیش‌تر سطح‌ش را پوشانده‌اند. رنگِ لباس سیاه است. لکه‌های…

من و زن‌م (پنج) – وقتی که می‌رقصید

زن‌م رقصیدن را دوست دارد. من رقصیدنِ زن‌م را دوست دارم. من رقصیدن او را هم دیده‌ام. چند سال پیش دیده‌ام. حرکات نرم اما سریع بدن‌ش جلو چشم‌هایم است. او برای دوست‌ش می‌رقصید و من رقصیدن‌ش را دوست داشتم. در مراسم عروسی یکی از بستگان دورم بود. احتمالا من و او نسبت فامیلی خیلی دوری…

داستان یک تکه چوب

هر دو روی زمین نشسته بودند. با یک تکه چوب روی خاک یک چند ضلعی کشید و چوب را درست همان‌جایی که خط کشیدن را شروع کرده بود نگه داشت. بعد آن‌را بالای مستطیلی که کشیده بود گرداند. ـ «این دنیای منه» و چوب را همان‌طور دورتادور مستطیل تکان ‌داد. بعد نوک چوب را جایی…

من و زن‌م (چهار) – دو مجنون و یک لیلا

زن‌م مرا دوست دارد. ما معمولا چند روز در میان به پیاده‌روی می‌رویم. قدم می‌زنیم. او معمولا سمتِ چپِ من راه می‌رود؛ دست راست‌ش همیشه از میان دست چپ‌م و بدن‌م رد شده. گاهی دست‌ش را بیرون می‌کشد تا موهایش را توی روسری‌ش فرو کند. ولی تقریبا دست‌ش همان‌جاست. طوری راه می‌رود که اگر دست‌م…

من و زن‌م (سه) – این عشقِ واقعی

زیاد تلویزیون نمی‌بیند. زن‌م را می‌گویم. فقط تلویزیون نگاه می‌کند. من هم نگاه می‌کنم. او وقتی فیلم به جای حساس و رمانتیک می‌رسد گریه می‌کند؛ هق‌هق نمی‌زند، فقط چشم‌هایش آن‌قدر تر می‌شود که با دست صورت‌ش را پاک می‌کند. دست‌ش توی دست‌م است ولی آرام جدایشان می‌کند و سروقت صورت‌ش می‌رود. من هیچ‌وقت زن‌م را…

من و زن‌م (دو) – یک خیال زنانه‌ی ناب

این‌ها چیزی‌ست که در خیال‌م و آن ته‌مانده‌های ذهن‌م از او دارم. صورت‌ش کم‌وبیش وحشی‌ست. چشم‌هایش دریده‌اند. دست‌هایش زنانه‌اند. زنانه حرف می‌زند؛ زنانه راه می‌رود؛ زنانه دست‌هایش را تکان می‌دهد و زنانه کتاب می‌خواند. اخم‌وتخم‌هایش هم زنانه است. زنانه و آرام هم راه می‌رود. در کل اندام جمع‌وجوری دارد. تمام سینه‌ی چپ‌ش توی کف دست…

منو اصلی