من و او «سی و شش» دخل و خرج این کافه‌نشینی‌ها

با او در کافه‌ای نشسته‌ایم. حرف‌ها و قهوه‌مان که تمام می‌شود می‌گویم: «خب! خوش گذشت. پاشو برو حساب کن که بریم…» او می‌گوید: «واااا مگه من باید حساب کنم؟!» می‌گویم: «پس دونگتو بده من می‌رم می‌دم» حق به جانب نگاهم می‌کند. طوری که انگار توهین بزرگی به او کرده باشم پشت چشم نازک می‌کند و…

درباره ترانه «مصرلو» (misirlou)

در زیر عنوان مصرلو در ویکی‌پدیای فارسی فقط جمله زیر آورده شده است. «مصرلو» ترانه‌ای سنتی از مناطق شرق مدیترانه است که ریشه‌هایی عربی، ترکی، ایرانی، ارمنی، یونانی دارد. این قطعه در ایالات متحده آمریکا بسیار مشهور است. نکته جالب اینکه تنظیم جدیدتر این قطعه‌ی بسیار قدیمی در فیلم پالپ فیکشن برادر کوئنتین تارانتینو هم…

رمان «کبریت» یا «باید به کرم‌چاله‌ها عادت کنیم»

چند نکته درباره این رمان: این رمان در حقیقت از دو داستان مشترک ولی در عین حال تو در تو تشکیل شده است. (تقسیم‌بندی‌ها در فهرست مشخص است). بنابراین رمان دارای دو فصل 11 و دو فصل 12 است. می‌توانید این دو فصل را از بخش «پایان یکم» و یا بخش «آغاز پایان دوم» حذف…

من و او «سی و پنج» او و این عادات ماهانه… او و این پریود

با زنم نشسته‌ایم گوشه‌ی اتاق، تلویزیون می‌بینیم. کار خاصی نمی‌کنیم. جز اینکه گاهی من خمیازه‌ای می‌کشم. او می‌گوید: اعصابمو بهم ریختی. چقدر خمیازه می‌کشی؟ می‌گویم: چه‌قدر نبودا… شاید این دومیش بود. او می‌گوید: همین که گفتم! بس کن. می‌دانم روزهای سختی را می‌گذراند. قصد ندارم سر به سرش بگذارم. پریود یا عادت ماهانه زنان طبیعی‌ترین…

داستان کوتاه «مشدی»

مادیونِ سم‌طلاییِ عروس چه رامشه راه می‌ره یواش یواش، می‌دونه عروس سوارشه زیر روبند زری چشم عروس به یارشه سرِ راه کنار برین، دوماد می‌خواد نار بزنه… «مشدی» پریشان آمده بود توی قهوه‌خانه‌ی کنار ساحل. عادت هر شب او و بقیه ماهیگیرها بود. اما امشب حالش خوش نبود. از لباسش آب می‌چکید. کلاه نمدی‌اش را…

از فریب خوردن لذت می‌بریم؟

بیایید با شنگول و منگول شروع کنیم. بزبزقندی سه بزغاله دارد. او برای خرید مایتحتاج زنده‌گی لازم است خانه را ترک کند و بزغاله‌ها را در خانه تنها بگذارد. او از بزغاله‌ها می‌خواهد که «در» را به روی هیچ غریبه‌یی به‌خصوص گرگ بدذات باز نکنند و اگر خود او بعد از خرید به خانه مراجعه…

درباره فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی Lovely Trash (2013)

معمولاً نسبت به فیلم‌های سینمای ایران نظر مثبتی ندارم و کم پیش‌آمد کرده است که پس از دیدن فیلمی ایرانی احساس خوب و دلچسبی داشته باشم. متاسفانه در کلیه فیلم‌های ایرانی -مثل یک سرشت حجاری شده- دست‌کم با یک صحنه‌ی گریه و زاری و یا بازی با احساسات رقیق مخاطب مواجه هستیم. چیزی که حتی…

منو اصلی