مریم مصلوب

این ترانه را در تاریخ 6 تیر 1389 در زمان سربازی و در کنار سفارت ایتالیا، در خیابان نوفل لوشاتوی تهران نوشتم. درست یادم نیست ولی در آن‌زمان معمولا هر متن ترانه‌ای را بر اساس ملودی یک ترانه‌ی دیگر می‌نوشتم و این‌روزها اصلا به یادم نیست که نغمه‌ی پنهان این ترانه، نغمه‌ی آشکار کدام ترانه‌ی…

خورشیدگرفتگی‌ و ماه‌گرفتگی در تاریخ اسلام – نقدی بر نظریه پیکاسکو

در مورد ویدئوهای مربوط به جناب پیکاسکو در یوتیوب که به بررسی رخدادهای نجومی با تاریخ اسلام می‌پردازند مشخصاً چندین و چند اشتباه محاسباتی وجود دارد. که به راحتی قابل اثبات است. در اولین دقایق اولین ویدئو (اسرار اسطوره واقعه عاشورا و کربلا – قسمت ۱ – ترتیب برجهای فلکی و راز آسترولوژی حسین)، او…

از گودرز تا شقایق: آیا می‌شود با مغلطه «کیم کارداشیان» را با «آدم و حوا» مرتبط دانست؟!

در این یادداشت به بت‌پرستی و جایگزینی آن به جای خداوند یکتا و اصلی از میان منابعِ اشاره شده و نشده سری می‌زنم از کارداشیان و هابیل و قابیل سخن می‌گویم به سریال «مردم در مقابل او.جی. سیمپسون» اشاره‌ای می‌کنم و گوشه‌های دلبخواهی از منبعی عجیب را بررسی میکنم و بعد از مغلطه‌ای بزرگ شما را با سوال‌هایتان تنها خواهم گذاشت.

شاه میلاد یکم، شمالیه اول (شاه شاهان؛ شاه هفت گیتی و هفت دریا) امریه 23 من باب مجازات فرد خاطی

بزرگترین و بهترین مجازات نه زندان یا اعدام که اخته کردن، عقیم کردن و جلوگیری از ازدیاد یک سلول فاسد و مضر است. ژن خوب ها اولین افراد ملزم به اجرای این عقیم‌سازیِ بی‌بازگشتِ پزشکی هستند. مهم‌ترین مجازات عقیم سازی است. من باب مجازات نهایی و اصلی بعدا تصمیم گیری خواهد شد./.

داستان کوتاه «در آرایشگاه»

دلم می‌خواست تا لنگ ظهر می‌خوابیدم. ولی نشد. از همان 7-8 بیدار شدم و بیخود تا ۹ توی تخت غلت زدم. کمرم که درد گرفت بلند شدم. سرسری صبحانه‌ای خوردم و بی‌هدف زدم توی خیابان. شهر یک طوری بود. حداقل این خیابان یک چیزیش می‌شد. صدای آمبولانس و داد و فریاد از دور شنیده می‌شد…

ظلمات

در ظلمات بودیم… پیه‌سوز لرزان حضورش نوید همرهی می‌داد از دور… قامت برافراشتم که کیستی و کجایی؟ حضور ناپایدار وجودش لایه در لایه‌‌ی غیابی صریح واژگونه شد دیگر بار ظلمات بود

کجاست هابیل؟

کجاست هابیل؟ بگو بیاید و ببیند که چگونه دود می‌کند دود گندم برشته بر فراز کوه. کجاست او؟ کجاست که ببیند چه داده خدای را به قربانگه تاریخ و خدای هیچ نمی‌کند نگاه و خدای هیچ نمی‌کند   کجاست هابیل شیرین هابیل خودفروش که برای پدر برای رضایت او تمام دار و ندار خویش را…

منو اصلی