رفتن به نوشته‌ها

ماه: مارس 2015

داستان من و زن‌م ::: سی و یک

دوست داشتن برای مردان همیشه با «دیدن» شروع می‌شود. هیچ به خاطر ندارم مردی را که عاشق کمالات روحی زنی شود بی‌آنکه او را حتا برای لحظه‌یی دیده باشد. من هم همین‌طورم. اولین چیزی که مرا مجذوب می‌کند و خرمن عشق و عاشقی من را به آتش می‌کشد دیدن حالتی خاص در چهره، ادا و اطفاری مخصوص موقع خندیدن، حرکات منحصر بفردی در راه رفتن یا نگاه چشم‌هایی زیباست. عشق همیشه با چشم‌ها شروع می‌شود. لازم نیست چندین و چند ساعت محو خصوصیات ظاهری کسی شد. حتا یک لحظه دیدن هم گاهی به عشق منجر می‌شود. حتا بدتر از آن گاهی یک عکسِ نیم‌جویده‌ی وایبری، یا بی‌تاکی، یا تانگوئی نیز به همان نتیجه عاشقانه منتج می‌شود. حالا 50 درصد قضیه حل شده است. معشوق همیشه‌گی مورد نظر پیدا شده است. باید چه کرد؟ مسلما برای هر زنی شنیدن اینکه ««با دیدن عکسِ برش‌خورده‌تان که به عنوان عکسِ پروفایل فلان برنامک گوشی قرار داده بوده‌اید مجذوب‌تان شده‌ام»» منزجر کننده، چندش‌آور و غیرواقعی است. اما اگر صاحب آن عکس دقیقا و دقیقا همان کسی باشد که باید باشد، باید چه کرد؟ وقتی که از او فقط یک عکس دیده باشی و بس. بعضی از زن‌ها لاکِ دفاعیِ غیرقابل نفوذی دارند. حرف زدن با آنها مثل بازی شطرنج با قوی‌ترین شطرنج‌باز دنیاست. کوچکترین حرکت اشتباهی منجر به از دست دادن یک به یک مهره‌ها شده و در نهایت به باختی حتمی منتهی می‌شود. دلم می‌خواست یک مرتبه تمام حرفهایم را به او می‌گفتم. به او می‌گفتم که چهره‌ی او، خصوصیتی غریب در چهره‌اش باعث شده که مشتاق باشم با او حرف بزنم. اما اگر فکر کند این حیله و دسیسه‌یی برای رام کردن تمام دخترکان ریز و درشت اطرافم بوده چه؟ چطور باید خودم را به او ثابت کنم. حالا ترجیح می‌دهم آرام آرام با او بحث کنم. اما با دیوار چطور می‌شود…