رفتن به نوشته‌ها

ماه: آگوست 2019

نمایشنامه برای کودکان «یک گول ساده»

توضیح کلی: در این نمایش سعی شده است از چند داستان مهم ایرانی گرته برداری شود و در واقع در دل این نمایشنامه سه داستان کودکانه با یکدیگر ادغام شده‌اند و ترکیبی جدید ساخته‌اند. اگر قصد اجرای این نمایش و تیاتر را دارید لطفا توضیحات نویسنده را در انتهای همین صفحه بخوانید.   شخصیت‌ها و بازیگران: راوی (بزرگسال / یک مرد قصه‌گو با لباس معمولی) فراش یا مستخدم (بزرگسال / لباس شلخته و گشاد و نامرتب پوشیده است) بازیگر 1 (کودک و نوجوان / در میان تماشاچیان نشسته است و لباس معمولی مانند بقیه تماشاچیان پوشیده است) آقای گرگ (بزرگسال / لباس مرتب و تمیز مانند کت و شلوار (بدون کراوات) پوشیده است و چهره‌ی موجهی دارد) خانم گرگ (بزرگسال / لباس مرتب و تمیز مانند یک مانتو و روسری یا شال معمولی پوشیده است و یک کیف دوشی کوچک دارد) شنگول (کودک و نوجوان / لباس معمولی مانند همه کودکان پوشیده است و تنها دو گوش کوچک با کمک تل سر بر روی سرش قرار گرفته است) منگول (کودک و نوجوان / لباس معمولی مانند همه کودکان پوشیده است و تنها دو گوش کوچک با کمک تل سر بر روی سرش قرار گرفته است) پینوکیو (کودک و نوجوان / لباس معمولی مانند همه کودکان پوشیده است و تنها یک دماغ بلند و بزرگ به رنگ چوب بر روی صورتش قرار گرفته است) خروس زری (کودک و نوجوان / لباس رنگارنگ به رنگ پرهای خروس با جزئیات کم و کلی پوشیده است و از نظر ظاهر تفاوت خاصی با لباس بقیه کودکان ندارد) شیر (بزرگسال / یک دست لباس نمایشنامه شخصیت شیر ترجیحا با کلاه عروسکی بزرگی به شکل شیر با یال و کوپال و دم و پنجه پوشیده است) بز زنگوله‌پا (بزرگسال / یک خانم با ظاهری آراسته و کیف دوشی بزرگ و با پوستین یا شنل پشمی بر…

قصه‌ی دخترای ننه دریا

فکر می‌کنم سال 1383 یا 1384 یا کمی دیرتر بود که بر شعر احمد شاملو ملودی زیر را ساختم و با تنها ریتم 6/8 که بلد بودم گیتار زدم و خواندم و با امکانات ابتدایی آن دورانم که میکروفون کوچک بی‌کیفیتی بود این ترانه را هر طور که بود ضبط کردم. از آنجایی که وقت آزاد زیادی داشتم و آن‌روزها کلیپ فلش ساختن مدِ روز بود بعد از چند ساعت کلنجار رفتن کلیپ نصفه-نیمه‌ای هم برایش ساختم و در نهایت فایل نهایی را در سایت iranclip آپلود کردم. لینک کلیپ در ایران کلیپ حالا که به ماحصل خاطرات آن روزها که خوشبختانه هنوز در سایت ایران‌کلیپ پابرجاست نگاه می‌کنم، تصویر خوش‌آیندی در ذهنم شکل می‌گیرد. در کلیپ موردِ اشاره ظاهرا کمی صدا و تصویر همخوانی ندارند و گاهی پس و پیش می‌شوند و این اشکال بر می‌گردد به بی‌تجربگی منِ 18-19 ساله آن‌وقت که در حال تجربه کردن چیزهای جدید و متفاوت بودم. نسخه صوتی ترانه   نمی‌دانم ساخت چنین ترانه‌ای را می‌توان افتخارآمیز نامید یا نه. اما هرچه که هست برای من جزئی از خاطرات جوانی‌ام است. ترانه‌ی عشق‌آلودی بود که منِ پسرِ صحرا -احتمالا- در سوگِ دخترانِ ننه دریا می‌خواندم.