رفتن به نوشته‌ها

ماه: آگوست 2021

درباره فیلم The Bygone 2019

یکی از نقاط قوت فیلم The Bygone (2019) کادربندی جذاب و زیبای فریم به فریم این فیلم است. با وجود نمره‌ی نسبتا پایین 5.7 در سایت IMDB به نظرم فیلم قابل قبول تأمل برانگیزی بود که به مسائل مربوط به آخرین بازمانده‌های سرخپوست‌ها و رو در رویی آنها با آخرین کابوی های آمریکا می‌پرداخت. شاید به همین دلیل نژادپرستی امریکایی و دشمنی دیرینه با سرخپوستان بومی امریکا، نمره‌ی پایین فیلم قابل توجیه باشد. استخراج نفت، استخراج طلا از معادن، اسب‌سواری و سوء استفاده جنسی و تعلیم دختران بومی برای استفاده جنسی از مسائل در حاشیه‌ی فیلم بود که به فراخور داستان گاه پررنگ و قابل رویت می‌شدند. فیلم There Will Be Blood و همین فیلم The Bygone تقریبا در یک حال و هوای مکانی روایت می‌شوند و از لحاظ زمان روایت داستان هم گمان می‌کنم در یک محدوده‌ی زمانی خاص قرار داشته باشند. موسیقی فیلم هم یکی از نقاط قوت فیلم به حساب می‌آید که بخش کوچکی از آن را در این پست قرار داده‌ام. مجددا لازم به اشاره است که شاید بتوان هر فریم این فیلم را به حساب یک عکس زیبا با کادربندی مناسب و نورپردازی زیبا به حساب آورد.    

درباره فیلم the door 2009

بعد از دیدن حدود ۱۷۵۰ فیلم سینمایی، پیدا کردن و دیدن یک‌ فیلم سینمایی که پیش‌تر ندیده باشم، دشوار و گاه ناممکن بنظر می‌رسد. و گاهی که به کمک جستجوهای چندساعته به فیلم ندیده‌ی خوبی برخورد می‌کنم چنان خوشی در وجودم موج می‌زند که دلم‌ می‌خواهد دنیا را با آن حس آشنا کنم. فیلمی که امشب به عادت چندین ساله‌ی هر شبم به نامش رسیدم فیلمی آلمانی است به نام  die tur 2009 یا The Door (2009) که در سبک درام، معمایی و علمی-تخیلی جا می‌گیرد. فیلم به لحاظ داستانی کمی شبیه به فیلم Another Earth (2011) است و درباره‌ی سفر در زمان و جهان‌های موازی ست قصه‌ی فیلم گیرا و پرکشش است که حول محور اتفافات گذشته‌ و جبران‌ناپذیر زندگی می‌چرخد. گذشته‌ای که حالا به کمک دالان تو در تویی قابل مشاهده، دسترسی و تصاحب است. نقش اول فیلم از دالان می‌گذرد و با خود گذشته‌اش رو در رو‌ می‌شود، جایی که می‌تواند زندگی از دست‌رفته و قدیمی خودش را از خود قبلی‌اش پس بگیرد و تنها کار لازم برای انجام این‌ امر، کشتن خود قبلی‌اش است. این فیلم معمایی که با سفر در زمان به نوعی وارد تئوری‌های ناممکن سفرهای زمانی‌ می‌شود اما با ترکیب جهان‌های موازی و سفر در زمان و بیش از آن سفر در زمان گذشته تاحدودی این مشکل فیزیکی را حل‌ کرده است. موسیقی فیلم و بخصوص قطعه‌ی پایانی آن به قدری زیبا و جذاب است که دست کم من را تا آخرین ثانیه‌ی تیتراژ میخکوب کرده بود.