رفتن به نوشته‌ها

ماه: می 2020

هر وقت که آلبوم تازه ابی منتشر می‌شد

عصر عصر والیوم بود و فلسفه بود و ساندویچ دل و جگر… دورانِ نوارهای کاست 60 دقیقه‌ای بود و اگر کمی مدرن‌تر بودیم می‌شد نوار کاست دو لبه داشته باشیم. مطلقا چیزی به نام اینستاگرام، توئیتر، تلگرام و… وجود نداشتند. دنیای اخبار به دنیای نویزهای رادیو و تلویزیون محدود می‌شد. اگر عاشق و دلباخته‌ی صدای فلان خواننده بودید (آنهم مثل منی که در شهر کوچکی زندگی می‌کردم) باید به دنبال آلبوم جدید فلان خواننده کمی محاسبه و حساب و کتاب می‌کردید. حساب می‌کردید که از آلبوم قبلی‌اش چقدر گذشته و امسال نوروز احتمال آلبوم جدید دادن او چه‌قدر است؟! باید صبر می‌کردید. دندان روی جگرِ خسته می‌گذاشتید تا بلکه آن خواننده آلبوم خودش را ضبط و در امریکا منتشر کند. آن‌‌وقت یک نسخه از نوار کاست آلبوم راهِ درازِ دریایی و هوایی را از امریکا تا شهر معتبری از ایران بپیماید و همان نسخه‌ی بخت‌برگشته (البته بدون حق کپی رایت) به صدها و هزارها نسخه‌ی کاست دیگر تبدیل شود و در سراسر ایران پخش شود. در نظر داشته باشید که اکثر نسخه‌های کاست آن‌دوران معمولا از یک نسخه‌ی کاست مادر کپی می‌شدند. بنابراین اکر کاستی دچار جویدگی یا خرابی بود، همان خرابی و جویدگی در تک تک کاست‌های کپی شده تکرار می‌شد. این اشکال حتی بعدها با روی کار آمدن سی‌دی هم وجود داشت. برای مثال در آرشیو موزیک خودتان به سراغ آلبوم «خلیج» ابی بروید و همین ترانه‌ی «خلیج» را پخش کنید. احتمالا نسخه‌ی موجود در آرشیو شما هم در زمان 1:36 و همان حوالی دچار پرش و نویز است. فایل زیر نسخه‌ی دارای نویز ترانه‌ی خلیج با صدای ابی است. به زمان پخش 1:36 دقت کنید.   فایل زیر نسخه‌ی بدون نویز ترانه‌ی خلیج با صدای ابی است. به زمان پخش 1:36 دقت کنید.   من برای شنیدن نسخه‌ی بدون نویز این ترانه چیزی در حدود 20 سال…

درباره فیلم Vivarium (2019) و سریال Inside No. 9

وجه اشتراک هر دوی این آثار عدد 9 است. کلیه اتفاقات سریال «درون شماره 9» و اتفاق عجیب فیلم سینمایی ویواریوم مربوط و وابسته به عدد 9 هستند. گرچه شاید فیلم ویواریوم به خوبی سریال درون شماره 9 نباشد، اما قطعا دیدن این فیلم که از یک ایده‌ی جانانه استفاده می‌کند، خالی از لطف نیست. گیر کردن و در تله افتادن عده‌ای از انسان‌ها و دست و پنجه‌نرم کردن آنها با معماهای بی‌پایان در فیلم‌ها و سریال‌های مختلفی تکرار شده‌اند. از دنباله‌ی فیلم‌های مکعب گرفته تا فیلم  Room (2015) و حتا فیلم The Truman Show (1998) و انواع و اقسام فیلم‌های این‌چنینی. اما چیزی که اثر ویواریوم را خاص می‌کند رابطه‌ی انسان‌های زمین با موجوداتی -به ظاهر- غیر زمینی‌ست. این فیلم که در دسته فیلم‌های ترسناک جا می‌گیرد بدون نشان دادن هیچ صحنه خشونت‌باری، بدون هیچ خون و قیچی و چاقوی خون‌آلودی، بدون نشان دادن ارواح سرگردان سفیدپوش و چه و چه و چه قطعا یکی از ترسناک‌ترین فیلم‌هایی‌ست که می‌تواند ترسی متفاوت را به اعماق پوست و خون و استخوان انسان بچشاند. یادم هست وقتی فیلم حلقه The Ring (2002) را دیدم، نه ارواح و نه اشباح و نه قدیسان ِ کافورینه به کف* من را به وحشت نینداخته بود. آنچه ترسناک بود استفاده از تکنولوژی در دسترس آن‌روزهای همه بود. نوار ویدئویی VHS! طلسم و نفرینی که به راحتی می‌توانست برای انتقال از تکنولوژی کمک بگیرید و خودش را و دردش را -به دنبال علاجی شاید- در نسخه‌های متعدد کپی کند. در فیلم ویواریوم هم ترسی از همین دست حکمفرماست. بدون شبح و ارواح و خون و قتل و آلت‌های قتاله از درون به چاه ترسی عظیم سقوط خواهید کرد. چاه چرخه‌های بی‌پایان. چاهی که لبریز از پاسخ و خالی از هرگونه سوالی است! این‌همه قصه و داستان فقط برای یک تکثیر ساده؟ یا سوالاتی ورای آنچه به…