این ترانه از آن دست ترانههاییه که باید 2 بار بهش گوش بدین. چون بار اول یک ذهنیت از خواننده/شاعر ساخته میشه و بار دوم ذهنیت اصلی بروز میکنه.
یه روزی، آرزوت میشه
میگی که کاشکی من بودم
کنار اون، قدمزنون
از کوچهها میرفتیم و
قفل میشدیم با دستامون
یه روزی، آرزوت میشه
دست منو بگیری و
کنار من بمونی و
حتی نسیم رهگذر
نتونه رد شه بینمون
خیال کنی، روز و شبا
من، مال اون، مال من، اون
من، عشق اون، عشق من، اون
چه لحظههای خوبی و
چه خوبیهایی بینمون
***
یه روزی، حتا خیلی دیر
با این خیالا ،میمونی
تو چشم من، خیره شدن
یه آرزوست نمیدونی؟!
یه لحظه از خواب پا میشی
بو میکشی، عطر منو
فکر میکنی همونورام
خواب دیدی! نیستم پیش تو!
گریه کنی روز و شبا
دعا کنی، شعر بخونی
یا بغض کنی و بیصدا
گوشهی تختت بمونی
ندونی چی بود؟ چی شده؟
حتا ندونی که کجام؟
ازین جدایی عجیب
هنوز اسیرم؟ یا رهام؟
***
با خودمم تو آینه
حرف میزنم با خود من
هر چی که اون بود توی شعر:
«من» اونم و «اون» بوده: من
از عشق اون، زد به سرم
جون دادم و جنون زدم
توو تاریکی نشستم و
با آینه حرف میزنم
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno
احتمالا 1395 یا کمی قبلتر از آن



