نذار بشنفه دنیا که شکستی
بگیر، گوش کلاغارو دو دستی
نگو باد زمستون، سر رامه
نمیخواد به شبم نور، بتابه
بگو اهل بهارونه دل من
بگو زنده و آرومه دل من
نگام میکنه چشمای ستاره
چراغون میشه شبهای دل من
بمون با سبد خالی دستات
که آغوش گل، ارزونی باده
با سکوتت منو از غصه نترسون
که هیاهوی شب، از شیون باده
بگو قاصدک آبی چشمات
توی باد خوب دلچسب بهاره
خبری نیست، توی این بی خبریها
اگه حرفی از زمستون نمیآره
ستاره…! ته چشمات، یه پرندست
یه دنیا… مث تن-پاکی مریم
بذار پر بکشه تا ته دنیا
هوایی بشه چشمای تو کمکم
بگو شاعر بیواژهی خسته
زمونه خط ابروشو شکسته
تموم غم دنیا تو نگاهش
سکوت شبو اشکاش شکسته
میشه پروازو بلد بود و نترسید
میشه گلهای پلاسیده رو بوسید
باتو میشه ته دریا رو بلد بود
میشه بیتابی دریارو پرستید
اگه بارونیه چشمای من امشب
اگه میسوزه تنم از سوز و از تب
من فقط عاشق چشمای تو بودم
این ترانه، مال چشمای تو امشب
ترانهسرا: میلاد رضایی خلیق
آهنگ، تنظیم و اجرا Suno
1389 یا 1388
